گردشگری،تکنولوژی،آموزش،مد،دکوراسیون،سلامت،بیوگرافی،خودرو


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو



آخرین مطالب

 



 

گفتارسوم :طرفین دعوی

 

طبق ماده ۵۰۴ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ کسی می‌تواند دادخواست اعسار از هزینه دادرسی را تقدیم نمایدکه به دلیل عدم کفایت دارایی یاعدم دسترسی به مال خود به طورموقت قادر به پرداخت مخارج محاکمه نباشد .

 

اما در خصوص اینکه دعوی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی باید به طرفیت چه کسی طرح شود اختلاف نظروجود دارد، چرا که در ماده ششم قانون اعسار [۸۵]۱۳۱۰ مدعی العموم ومدعی علیه به عنوان طرف دعوی محسوب می شدند اما این قانون به موجب بند «۱۲ » ماده ۷۸۹ قانون آئین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ ملغی شده و مواد ۵۰۴ تا ۵۱۴ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ جایگزین آن شده که در آن مدعی العموم به عنوان طرف دعوی ذکر نشده است با توجه به نسخ مقررات آئین دادرسی مدنی سابق در خصوص موارد ابلاغ به دادستان و با توجه به ماده ۵۰۷ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ، نیازی نیست که دادستان طرف دعوی قرار بگیرد . لذا نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن صرفا می بایستی به خوانده (دعوی اصلی )ارسال گردد و نیازی به ابلاغ وقت رسیدگی به دادستان نمی باشد .

 

دعوی اعسار اعم از اینکه به طور جداگانه و یا ضمن دعوی اصلی مطرح شود با توجه به قسمت اخیر ماده ۵۰۷ قانون آئین دادرسی مدنی به طرفیت خوانده اصلی مطرح می‌گردد و در مقررات فعلی دعوی به طرفیت دادستان پیش‌بینی نشده است[۸۶].

 

اما به طور کلی چنین می توان پاسخ داد که چنانچه به تاریخچه این موضوع نظری بیفکنیم ملاحظه می شود که به موجب ماده ۶ قانون اعسار و افلاس واصلاح قانون تصریح محاکمات ، مصوب ۱۳۱۰ دعوای اعسار به طرفیت مدعی العموم اقامه خواهد شد .

 

لاکن قانون اعسار و افلاس و اصلاح قانون تسریع محاکمات ، مصوب ۱۳۱۰ به موجب ماده ۴۰ قانون اعسار نسخ صریح گردیده . همچنین فصل اول قانون اعسار به موب بند ۱۲ ماده ۷۸۹ قانون آئین دادرسی مدنی نسخ شده است «قانون‌گذار در ماده ۶۹۹ قانون آئین دادرسی مدنی مدیر دفتر را مکلف می‌کند که یک نسخه از دادخواست و مدارک اعسار و پیوست های آن را برای دادستان ونسخه دیگر رابرای طرف دعوای اصلی ارسالی دارد .

 

مفهوم آن این است که دادخواست اعسار باید به طرفیت دادستان اقامه شود . لکن قانون‌گذار درماده ۵۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ فقط مدیر دفتر را مکلف به ارسال نسخه ای از دادخواست برای طرف دعوا کرده و ذکری از لزوم ارسال نسخه ای از دادخواست ‌و مدارک برای دادستان نکرده است.

 

با این وصف هرچند از لحاظ اصول حقوقی و برای دفاع از خزانه دولت ،طرف قرار دادن دادستان الزامی است لاکن با توجه به مراتب فوق، به نطر می‌رسد قانون گذار، نظر بر عدم لزوم طرف قرار دادن دادستان یا رئیس حوزه قضایی برای دعوای اعسار از هزینه دادرسی داشته است .

 

البته این ماده ‌بر اساس اصول مسلم حقوقی تأمل برانگیز است و به نظر می‌رسد با توجه به تشکیل دادسرها در نظام قضایی کشور و مسئولیت های دادستان در قوانین جاری نسبت به اصلاح آن باید اقدام شود .[۸۷]

 

گفتار چهارم : دادگاه صالح

 

منظور از صلاحیت دادگاه یعنی:« شایستگی دادگاه ها برای رسیدگی به انواع دعاوی . ‌بنابرین‏ دعوی با ویژگی های خاص خود ، باید در محکمه ای طرح گردد که مناسب با آن ویژگی باشد[۸۸].

 

همچنین صلاحیت از حیث مفهوم:«تکلیف و حقی است که مراجع قضاوتی (قضایی یا اداری)در رسیدگی به دعاوی ،شکایات در امور بخصوص،به حکم قانون دارا می‌باشند[۸۹]» .

 

با توجه به ظاهر ماده ۲۴ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ :«رسیدگی به دعوای اعسار به طور کلی با دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی نخستین به دعوای اصلی را دارد یا ابتدا به آن رسیدگی ‌کرده‌است .»

 

ادعای اعساراز هزینه دادرسی چه در مرحله بدوی و چه تجدید نظر و فرجامی با دادگاه بدوی یا دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را دارد ویا دادگاهی که نخستین بار به دعوا رسیدگی کرده می‌باشد .اما با توجه به ماده ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب۱۳۷۹:«… اظهار نظر ‌در مورد اعسار از هزینه تجدی نظر خواهی و یا فرجام خواهی بادادگاهی می‌باشد که رأی مورد درخواست تجدید نظر و یا فرجام را صادر نموده است .» نشان می‌دهد که در خصوص ادعای اعسار از هزینه دادرسی بایستی در دادگاهی که رأی تجدید نظر و یا فرجام مورد درخواست واقع شده ، اقامه شود.

 

البته ۲ احتمال وجود دارد ، یک احتمال آن است که ماده ی . ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ نیز به دادگاه بدوی نظر دارد و ابهام آن به وسیله ماده ۲۴ قانون آئین دادرسی مدنی بر طرف می شود . احتمال دیگر آن است که :« در مقایسه بین دو ماده ۲۴ و ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی باید گفت، بنابر حکم خاص مقرر در ذیل ماده ۵۰۵ قانون آئین دادرسی مدنی چنانچه فرجام خواسته رأی دادگاه بدوی باشد ،رسیدگی به ادعای اعسار از هزینه دادرسی مرحله فرجام بااین دادگاه و چنانچه فرجام خواسته رأی دادگاه تجدید نظر باشد رسیدگی به ادعای مذکور با دادگاه تجدید نظر خواهد بود . »احتمال نخست منطقی به نظر می‌رسد[۹۰].

 

درمورد مرجع رسیدگی به ادعای اعسار از هزینه دادرسی دعوای اعتراض ثالث و اعاده دادرسی گفته شده است :«با توجه به حکم مقرر در ذیل ماده ۵۰۵ و رعایت مواد ۴۲۰ و۴۳۳ قانون باید گفت مرجع رسیدگی همان دادگاه خواهد بود که نسبت به رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث یا اعاده دادرسی موظف به رسیدگی است».

 

گفتار پنجم : نحوه اثبات دعوی

 

حالت اعسار حالتی بر خلاف اصل می‌باشد . و اصل بر عدم اعسار می‌باشد . ‌بنابرین‏ مدعی اعسار باید آن را اثبات نماید و دلیل اثبات نیز معمولاً شهادت شهود است . در قوانین تعریفی از شهادت نیامده است اما به نقل از برخی اسانید شهادت اخبار و نقل واقعه ای است که پیش از آن در حضور شاهد رخ داده و اعلام اراده چهره انشایی ندارد و احتمال صدق ، کذب و اشتباه درک واقع، در آن وجود دارد[۹۱] .

 

برای اثبات دعوی اعسار از هزینه دادرسی ماده ۵۰۶ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ بیان می‌دارد .«در صورتی که دلیل اعسار شهود باشد . باید شهادت کتبی حداقل دو نفر از اشخاصی که از وضعیت مالی و زندگی او مطلع می‌باشند . به دادخواست ضمیمه شود . در شهادت نامه ، مشخصات وشغل و وسیله امرار معاش مدعی اعسار و عدم تمکن مالی او برای تأدیه هزینه دادرسی با تعیین مبلغ آن ،باید تصریح شده و شهود منشأ اطلاعات ‌و مشخصات کامل و اقامتگاه خود را به طور روشن ذکر نمایند . »

 

همان‌ طور که در ماده فوق اشاره گردید برای اثبات دعوی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی اولاً ؛ شهادت حداقل ۲ نفر لازم است ثانیاًً :شهود می بایستی از وضعیت معیشت مدعی اعسار مطلع باشند ثالثاً :باید مقدار تمکن مالی او را صراحتاً تعیین نمایند .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:25:00 ب.ظ ]




 

۲-۵۳- درمان اختلال احتکار

 

به طور کلی پاسخ به درمان در بیماران مبتلا به اختلال احتکار در مقایسه با بیماران OCD، چه درمان دارویی و چه درمان های روان شناختی ضعیف است. بعضی از محققان دلیل اثر بخشی ضعیف(SSRIs)ها را در این بیماران ناشی از این می دانند که آسیب عصب- زیست شناختی[۱۲۲] این بیماران (مانند پایین بودن فعالیت قشر کمربندی قدامی[۱۲۳]) خاص و متفاوت است(سکینا و همکاران، ۲۰۰۴). علاوه بر این، انگیزه پایین در این بیماران از جمله دلایل دیگر اثربخشی پایین درمان های روان شناختی در این افراد است.

 

۲-۵۴- درمان رفتاری

 

مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ (ERP) از جمله بهترین درمان های غیر دارویی است که برای OCD به کار برده می شود. برای درمان اختلال احتکار نیز دقیقأ از این روش استفاده می شود. یعنی فرد مورد تشویق قرار می‌گیرد که وسایل و اشیای غیر ضروری را دور بریزد و همچنین از رفتارهای خرید غیر ضروری و انبار کردن بی مورد بپرهیزد. هر چند تحقیقات نشان می‌دهند که نسبت اثر بخشی درمان رفتاری برای اختلال احتکار در مقایسه با بیماران OCD ضعیف تر است(ماتیکس- گالز[۱۲۴] و همکاران، ۲۰۰۲؛ابرامویتز[۱۲۵] و همکاران، ۲۰۰۳).

 

۲-۵۵- درمان شناختی- رفتاری(CBT)

 

درمان شناختی- رفتاری برای درمان اختلال احتکار به وسیله (فروست و هارتل، ۱۹۹۶؛ استکی و فروست،۲۰۰۷،۲۰۰۳؛ فروست و تولین، ۲۰۰۷)تدوین و گسترش یافته است. به اعتقاد این افراد، دلبستگی به اموال، فرآیندهای شناختی ناکارآمد، نگرانی های انگیزشی، رفتارهای اجتنابی و رفتارهای وسواسی علت این اختلال است. در این درمان سعی می شود که باورها و افکار ناکارآمد مانند ناتوانی و عدم تحمل در آینده بدون ذخیره سازی، مورد شناسایی و چالش شناختی قرار گیرند. همچنین فرآیندهای شناختی ناسازگار مانند سوگیری توجه، شناسایی و اصلاح می‌شوند. علاوه بر این، در این رویکرد بر روی اصلاح کمال گرایی و مسئولیت پذیری افراطی نیز تمرکز می شود. در نهایت نیز از آزمایش های رفتاری، مواجه سازی و جلوگیری از پاسخ نیز استفاده می‌گردد. پژوهش ها نشان می‌دهند که اثربخشی CBT نسبت به درمان رفتاری ERP سودمندی بیشتری را در بردارد (استکی و همکاران، ۲۰۱۰).

 

۲-۵۶- دارو درمانی

 

درمان های دارویی مختلفی برای اختلال احتکار پیشنهاد و استفاده شده است. ولی تحقیقات از اثربخشیSSRIs (کلومی پرامین، فلوکستین، فلوکسامین، سرترالین، پاروکستین و سیتالوپرام) برای درمان این اختلال حمایت می‌کنند(استین و همکاران، ۲۰۰۷). با این حال، تحقیقات نشان می‌دهد که درمان دارویی به تنهایی اثربخشی ضعیفی بر روی این بیماران دارد(استین و همکاران، ۲۰۰۷).

 

تعدادی از باورها و علائم خاص که در اختلال احتکار مورد مطالعه قرار گرفته است به شرح زیر است:

 

قبل از اینکه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5)، در سال ۲۰۱۳ از سوی انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر شود، اختلال احتکار به عنوان یکی الگوهای اختلال وسواس فکری- عملی مورد توجه قرار می گرفت و خود به صورت اختلال مجزا مطرح نشده بود اما امروزه این اختلال روانی نه تنها به صورت مجزا تشخیص گذاری می شود بلکه پژوهش های زیادی برای شناخت عوامل روانشناختی و باورهای شناختی فراشناختی این اختلال و تشابه روانشناختی این اختلال با اختلال وسواس فکری- عملی به راه افتاده است در زیر چندی از نتایج این تحقیقات مرور می شود.

 

در پژوهشی که توست( دیانی و همکاران، ۱۳۹۲) با هدف بررسی ارتباط باورهای فراشناختی با رفتار ذخیره ای در جمعیت غیر بالینی انجام شد. نتایج نشان داد بین رفتار ذخیره ای/ احتکار و باورهای فراشناختی همبستگی مثیت معنادار وجود دارد (۰۱/۰p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که ۵/۲۰ درصد از واریانس عامل درهم ریختگی توسط باورهای مثبت در باره نگرانی و خودآگاهی شناختی، ۸/۲۵ در صد از واریانس عامل اندوخته سازی توسط باورهای مثبت در باره نگرانی، کنترل ناپذیری و خطر و اطمینان شناختی، و ۹/۲۰ درصد از عامل کسب اشیاء توسط باورهای مثبت در باره نگرانی، کنترل ناپذیری و خطر، کنترل افکار و خود آگاهی شناختی تبیین می شود.‌بر اساس یافته های این پژوهش، سه بعد فراشناختی: باورهای مثبت در باره نگرانی، کنترل ناپذیری و خطر، و خودآگاهی شناختی نقش جدی در پیش‌بینی رفتارذخیره ای/احتکار دارند که لازم است توسط پژوهشگران و درمانگران بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

 

در تحقیقی ارتباط بین احتکار و نشانه های وسواسی فکری- عملی میان افراد غیر بالینی بررسی شده است(رید[۱۲۶] و همکاران۲۰۱۳)،در این مطالعه بین رفتار احتکار و شناختهای احتکار همبستگی مثبت مشاهده شد.رفتار احتکار همچنین با اضطراب اجتماعی، نگرانی و افسردگی نیز همبستگی داشت.مدل رگرسیون معنی دار نشان داد که نشانه های افسردگی بیشتر واریانس رفتار احتکار را تبین می‌کند.یافته های این پژوهش نشان داد که مانند اختلالات وسواسی در اختلال احتکار نیز نشانه های افسردگی ممکن است با فراوانی بالا مشاهده شود.این پژوهش تشابه بین اختلال احتکار و اختلال وسواس را تأیید می‌کند.

 

باورهای فراشناختی در اختلال احتکار نیز اخیراً مورد بررسی قرار گرفت (تیم پانو[۱۲۷] و همکاران۲۰۱۳).نتایج این پژوهش نشان داد که باورهای مثبت ‌در مورد نگرانی با افکار وسواسی و منظم کردن همبستگی مثبت داشت.باورهای منفی ‌در مورد کنترل ناپذیری با افکار وسواسی و وارسی کردن همبستگی داشت و اطمینان شناختی با منظم کردن واحتکار همبستگی معنی دار داشت.باور ‌در مورد نیاز برای کنترل افکار با افکار وسواسی منظم کردن و احتکار و خود اگاهی شناختی با افکار وسواسی و منظم کردن ارتباط معنی داری داشت.

 

 

فصل سوم:

 

ابزارها و روش پژوهش

 

-۱- مقدمه

 

در این فصل ابتدا طرح پژوهش، جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری ارائه شده و در ادامه ابزارهای استفاده شده در پژوهش و روش های آماری استفاده شده برای تجزیه و تحلیل داده ها معرفی خواهد شد.

 

۳-۲- روش پژوهش و تحلیل داده ها

 

طرح پژوهش در این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی می‌باشد.پژوهش حاضر در قدم اول برای ‌پاسخ‌گویی‌ به سوال پژوهشی از آمار توصیفی استفاده می‌کند. سپس درتجزیه و تحلیل، از روش همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه متغیرهای پژوهش یعنی رابطه بدریخت انگاری بدن با نشانه های وسواسی- جبری، باورهای وسواسی، عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی و همچنین رابطه احتکار با نشانه های وسواسی- جبری، باورهای وسواسی، عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی استفاده می شود و در فرضیه های ۹ و ۱۰ برای پیش‌بینی متغییرها از رگرسیون گام به گام استفاده می شود.

 

۳-۳- جامعه پژوهش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:35:00 ب.ظ ]




 

اولاً ،مبنای حجر صغیر در حقوق امروز فقدان اراده نیست، بلکه حمایت از محجور است. اگر مبنای حجر صغیر ممیز فقدان اراده حقوقی بود، می بایست کلیه اعمال حقوقی او باطل و کأن لم یکن باشد، در حالی که قانون‌گذار برخی از اعمال حقوقی او را صحیح و نافذ دانسته است. در واقع با اینکه صغیر ممیز می‌تواند انشای عقد یا ابقاع نماید و به دیگر سخن اراده حقوقی اعلام کند، به منظور حمایت و تأمین منافع و مصالح صغیر یاد شده ، قانون‌گذار او را اصولاً از تصرف در اموال وحقوق مالی خود منع ‌کرده‌است؛ پس مبنای حجر صغیر ممیز حمایت از محجور است که بطلان اعمال او را اقتضا نمی کند، بلکه بر عکس یا عدم نفوذ این اعمال سازگار است.

 

ثانیاًً قانون مدنی در ماده ۱۲۱۴، معاملات غیر رشید را غیر نافذ دانسته است، مگر اینکه با اجازه ولّی یا قیم انجام شده باشد . اگر چه این ماده مربوط به غیررشید (سفیه) است، با بهره گرفتن از ملاک آن می توان معاملات صغیر ممیز را هم اصولاً غیر نافذ تلقی کرد، زیرا صغیر از جهت داشتن قوه درک ، تمیز و ارداه حقوقی مانند غیر رشید است. حتی برخی از حقوق ‌دانان کلمه غیررشید در این ماده را شامل صغیر ممیز دانسته اند.

 

ثالثاً مواد ۸۵ و ۸۶ ق. ا.ح نیز مؤید این نظر است . ماده ۸۵ به ولّی یا و قیم احتیار داده است که در صورت اقتضا به محجور که شامل صغیر ممیز هم می‌باشد اجازه دهد به کار یا پیشینه ای اشتغال ورزد ، قرار داد کار منعقد کند و لوازم آن کار پیشه را تهیه نماید برای مثال ابزار لازم برای کار را بخرد . ماده ۸۶ نیز مقرر داشته است که محجور ممیز می‌تواند اموال و منافعی را که خود به دست آورده است با اذن ولّی یا قیم اداره نماید و اعمال حقوقی لازم برای اداره آن ها را انجام دهد. چون خصوصیتی در این گونه اعمال نیست، می توان با تصمیم قواعد مندرج در این مواد اظهار نظر کرد که صغیر ممیز اصولاً می‌تواند با اذن ولّی یا قیم اعمال حقوق انجام دهد.

 

رابعاً ، مصلحت صغیر ممیز و جامعه نیز در این است که اعمال حقوقی او با اذن ولّی یا قیم نافذ باشد، زیرا با این اعمال ، صغیر ممیز تجربه پیدا می‌کند و ‌به‌تدریج‌ آماده ورود به زندگی حقوقی و استقلال در اداره امور خود می شود.

 

بعلاوه جامعه نیز چه بسا به کار و فعالیت صغیر ممیز نیاز دارد و از آن سود می‌برد؛ چنانچه در بسیاری از مغازه ها و واحدهای بازرگانی یا خدماتی صغیر ممیز به خرید و فروش و معامله اقدام می کند . حکم به بطلان این معاملات مشکلاتی برای مردم به بار می آورد با مصلحت جامعه سازگار نیست.

 

خامساً ، رویه قضایی هم مؤید این نظر است. هیئت عمومی دیوان عالی کشور در رأی اصواری شماره ۲/۳۸ مورخ ۱۷/۲/۳۹، همین نظر را پذیرفته و به ماده ۱۲۱۴ ق.م استفاده ‌کرده‌است. در این رأی آمده است « … استناد به ماده ۱۲۱۲ قانون مدنی بر بطلان معامله صغیر، با اینکه ماده ۱۲۱۴ قانون مذبور که وارد بر ماده استنادی می‌باشد، معامله صغیر را غیر نافذ دانسته مستند قانونی نداشته…»

 

با توجه به دلایل مذکور می توان گفت اعمال حقوقی صغیر ممیز،در صورتی که بدون اذن ولّی یا قیم باشد، اصولاً غیر نافذ است که ولّی یا قیم می‌تواند، با رعایت مصلحت محجور، آن را اجازه (تنفیذ) یا رد کند و در صورت تنفیذ، عیب عمل انجام شده رفع و عمل از روز وقوع معتبر و مؤثر تلقی خواهد شد ؛ ‌بنابرین‏ هر گاه صغیر ممیز با اذن ولّی یا قیم عمل حقوقی ، مانند خرید و فروش و اجاره، انجام دهد عمل مذبور صحیح و نافذ است.(صفایی،قاسم زاده،۱۳۰:۱۳۸۰-۱۲۸)

 

اعمال صرفاً مضر ، حتی اگر با اذن ولی یا قیم باشد، باطل و کان لم یکن محسوب می شود.

 

با توجه به ماده ۶۸۲ قانون مدنی «محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شود مگر در اموری که حجر ، مانع در توکیل در آن ها نمی باشد و همچنین است محجوریت وکیل مگر در اموری که حجر مانع از اقدام در آن نباشد» بیانگر این است که صغیر ممیز می‌تواند برای قبول هبه و صلح بدون عوض کسی را وکیل خود سازد زیرا اهلیت موکل در این قانون اهلیت انجام عمل حقوقی مورد وکالت است و چون موکل خود می‌تواند انجام دده لذا به دیگری نیز می‌تواند وکالت دهد. به همین دلیل اهلیت موکل در زمان وکالت دادن به شخص ثالث ضرورت دارد، و پس از آن تاریخ نیز هرگاه عارضه ای اهلیت لازم برای انجام عمل حقوقی مورد وکالت موکل را سلب کند عقد وکالت منحل می‌گردد.(کارتوزیان ۱۴۳:۱۳۸۲).

 

در قبول نمایندگی و وکالت صغیر ممیز اختلاف نظر وجود دارد عده ای گفته اند قبول نمایندگی و وکالت از طرف صغیر ممیز صحیح است چون یک عمل صرفاً نافع است و در رشد شخصیت صغیر کمک می‌کند و دکتر حسن امامی این نظر را پذیرفته اند چنین استدلال می‌کند آنچه برای صغیر ممیز باطل است تصرف در اموال خود اوست نه در اموال دیگران با اجازه مالکان آن ها، مگر اینکه به طور غیر مستقیم برای او ایجاد تعهد و مدیونیت نماینده طبق این نظر نیازی به اجازه ولی وجود ندارد و می‌تواند وکالت دیگر را قبول نمایند حتی وکالت خود ولی را قبول کند.دادن چنین حقی به صغیر ممیز امروزه مشکلات و دشواری هایی دارد.

 

اولاً قبول وکالت ، عمل صرفاً نافع نیست، چه ممکن است صغیر نتواند تعهدات ناشی از وکالت را انجام دهد و به دیگر سخن ، در اجرای تعهدات خود مرتکب تقصیر گردد و بدین سبب مسؤل شاخته شود.

 

ثانیاًً از ظاهر مواد ۶۶۲ و ۶۸۲ ق.م که اهلیت را در وکیل شرط می دانند چنین بر م آید که صغیر ممیز نمی تواند بدون اذن ولّی وکالت قبول کند؛ ثالثاً ، منطقی و به مصلحت نیست که صغیر بتواند اعمالی را به وکالت و به حساب دیگران انجام دهد که برای خود نمی تواند انجام دهد.

 

می توان گفت صغیر ممیز نمی تواند بدون اذن ولّی وکالت قبول نماید و این عمل بدون اذن ولّی غیر نافذ است، مگر قبول وکالت در اعمال صرفاً نافع که صغیر ممیز برای آن اهلیت دارد. البته وکالت صغیر از طرف ولّی هم نافذ است ، زیرا ولّی با دادن وکالت به مولی علیه ، در واقع در قبول وکالت به او اذن می‌دهد.(صفایی وقاسم زاده،۱۳۸۰:۲۳۳-۲۳۲)

 

۲-۴-۲-۲ عقل

 

عقل عبارت است از نیروی فکری که شخص به کمک آن می‌تواند رفتار و کردار و اداره امور خود را به طور متعادل تنظیم کند شخصی که فاقد عقل باشد مجنون نامیده می شد. مجنون نیز بر دو قسم است، مجنون ادواری و مجنون دایم: مجنون ادواری کسی است که در قسمتی از زمان مجنون و در قسمتی دیگر عاقل است بر عکس مجنون دایمی ، به طور مستمر مبتلا به جنون می‌باشد.(شهیدی،۱۳۸۰(۷۴:

 

عقل را به نیروی اندیشه که انسان به کمک آن از معلومات خود به شناسایی مجهولات می‌رسد. خوب و بد اشیاء و اعمال خود و اشخاص را در سطح متعارف می شناسد و اراده او نسبت به کردار او حاکمیت دارد و ماهیت آن با تمیزیکی است. که این مقدار از درک و تمیزاهلیت قانونی انسان است. لذا از نظر حقوقی فقدان درک و تمیز در انسان که مانع انتساب عمل به اراده می شود جنون نام دارد(قاسم زاده،۹۴:۱۳۸۷).

 

۲-۴-۲-۲-۱ وضعیت معاملات مجنون

 

جنون عبارت از اختلال گذار یا دایمی است در روان شخص که مانع ادرک مفهوم و طبیعت آثار اعمال او می شود. چندان که آنچه می‌کند به فرمان اراده او نیست و وجدانش از آن آگاهی ندارد(کاتوزیان،۱۱۰:۱۳۶۸).

 

مجنون ادواری : کسی مه به طور متناوب در حال جنون باشد یعنی کمی عاقل باشد و مدتی دیوانه باشد.

 

مجنون دائمی: کسی که بدون انقطاع در حال جنون به سر برد.( لنگرانی ، ۱۳۸۴: ۶۲۱)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:07:00 ب.ظ ]




 

امّا در روانشناسی ، شخصیت به مفهومی متفاوت از آنچه ذکر شد ، تعریف می شود. مثلاً، در روانشناسی همه کس دارای شخصیت است و بنابرین ، اصطلاحی به نام بی شخصیت در روانشناسی وجود ندارد (کریمی،۱۳۷۶،ص ۶)

 

همان‌ طور که عامه مردم از کلمه شخصیت برداشتها و تعابیر متفاوتی دارند در بین علمای روانشناسی نیز برای آن تعریفی واحد که قابل پذیرش قاطبه آنان باشد نیست و مفهوم آن بستگی به دیدگاه روانشناسان ‌در مورد انسان داشته و با توجه به دیدگاه های روانشناسان نسبت به انسان و رفتار او تغییر کرده و به شکلی خاص بیان شده است با ‌وجودی که تاکنون تعاریف متعدد و مختلفی از شخصیت بیان شده است ولکن هیچ کدام از آن ها به ‌عنوان تعاریفی واحد و مورد اتفاق همه روانشناسان پذیرفته نشده است و چنانچه در پی خواهد آمد، می توان تفاوت بین تعاریف آنان از شخصیت را به عنوان دو قطب یک طیف از نگرش ها و بینش های روانشناسان ‌در مورد انسان و رفتارهای تلقی نمود به نحوی که در در یک قطب این طیف بینشی قرار دارد که جهان درون انسان را اصیل دانسته و رفتارهای او را پرتوی از آن جهان (جهان درون) می‌دانند و تفسیر آن ها از انسان نیز در سایه این بینش شکل می‌گیرد و در قطب دیگر این طیف گروهی قرار دارند که عالم درون انسان را نیز قابل مطالعه می دانند ومعتقدند برای مطالعه شخصیت انسان باید به واکنش های ارگانیزم در مقابل با محیط توجه نموده و یا بررسی و مطالعه رفتار وواکنش های انسان به شخصیت وی پی برد (احمدی،۱۳۶۸،ص ۹)

 

دکتر شاملو نیز معتقد است که با وجود تعاریف مختلفی که از شخصیت وجود دارد یک نکته مورد اتفاق همگان است وآن اینکه شخصیت به روندی اساسی و مداوم درباره فرد انسان اطلاق می شود ، وی غیر از توافق اساسی، وجوه تشابه دیگری نیز بر می شمرد که عبارتند از :

 

اغلب نظریه ها، شخصیت را نوعی سازمان یا ساخت فرضی می دانند . در شخصیت رفتارها تا حدی وحدت و سازمان دارد و به عبارت دیگر شخصیت نوعی پدیده انتزاعی است که آن را ‌بر اساس تفسیر بیرونی فرد می توان شناخت.

 

اکثر تعاریف بر وجود تفاوت های شخصیتی بین افراد تأکید می نمایند. در لغت شخصیت این معنا مستتر است که هر فردی واحد منحصر به فرد و به اصطلاح عوام ، تک است وهیچ شخص دیگری را نمی توان یافت که کاملاً شبیه او باشد. با مطالعه شخصیت افراد خصوصیاتی که ‌بر اساس آن فردی از فرد دیگر متمایز می شود روشن می‌گردد.(شاملو،۱۳۷۲،ص ۱۳)

 

نظری اجمالی، به تعاریف شخصیت نشان می‌دهد که تمام ابعاد شخصیت را نمی توان در یک نظریه یافت در حقیقت تعریف شخصیت بستگی به نوع تئوری یا نظریه هر دانشمند دارد.

 

ارائه تعریف دقیق از شخصیت بسیار دشوار می‌باشد و تاکنون تعاریف زیادی از آن ارائه شده که تفاوت های زیادی با هم دارند. این تفاوت ها بیشتر به خاطر مفهومی است که از آن ساخته اند و همچنین ناشی از نظریه های مختلفی است که ارائه دهندگان این نطریه ها درباره رفتار آدمی دارند.

 

به عنوان مثال : آلپورت شخصیت را جنین تعریف می‌کند: شخصیت عبارت است از سازمان پویایی درون فرد که این سازمان مشتمل است بر آن دسته از سیستم های روان تنی که رفتارها و افکار ویژه انسان را معین می‌سازد. چنانچه ملاحظه می شود در این تعریف “شخصیت” سازمان درونی بیان شده است، که رفتار و افکار انسان را تعیین می کند.

 

آلپورت در این تعریف سعی دارد نشان دهد که رفتارهای پراکنده انسان در مجموعه ای واحد قرار می گیرند که این مجموعه مفسر تمامی آن رفتارهاست. هرچند تعریف فوق از سوی علمای رفتارگرا شدیداًً مورد اعتراض واقع شده و آن را خارج از حیطه علم روانشناسی دانسته و آن را قابل مطالعه علمی نمی دانند و از آن جمله می توان به دیدگاه والترمیشل اشاره کرد که در تعریف خود از شخصیت می‌گوید: شخصیت عبارت است از الگوهای مشخص رفتار (اعم از افکار و هیجانات) که سازگاری هر فرد را در مقابل محیطش مشخص می‌سازد.(احمدی،۱۳۶۸،صص ۱۰-۹)

 

چنانچه می بینید در این تعریف سعی شده است از پرداختن به مفاهیم ذهنی که قابلیت مشاهده و تجربه را ندارند پرهیز شود و به الگوهای رفتاری که نوع سازگاری هر فرد را در مقابل محیطش مشخص می‌سازد تأکید دارند.

 

شخصیت فرد مجموعه ای نسبتاً باثبات از مشخصات تمایلات ، خلق و خوی که به طور قابل توجهی به وسیله وراثت و عوامل محیطی فرهنگی و اجتماعی شکل می‌یابد. این مجموعه عوامل تعیین کننده تشابهات و تفاوت های رفتاری است (Salvator,1989,pp243-245) شخصیت مجموعه تفکیک ناپذیر آن خصایص بدنی و نفسانی است که شناخت دوستان نزدیک شخص یا به عبارت دیگر ، آن نقاب یا ماسکی است که فرد برای سازش با محیط ، که در حقیقت نوعی بازیگری در صحنه زندگی است به چهره خود نهاده است.

 

شخصیت عبارت است از الگوهای رفتار و شیوه های تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین می‌کنند. (کریمی،۱۳۷۶،ص ۶) شخصیت مجموعه ای پایدار از ویژگی ها و گرایشهاست که مشابهت و تفاوت های رفتار و روانشناختی افراد (افکار، احساساتو اعمال) را که دارای تداوم زمانی بوده و ممکن است بواسطه فشارهای اجتماعی و زیست شناخحتی موقعیت های بلاواسطه شناخته شوند یا به آسانی درک نشوند مشخص می‌کند شخصیت الگویی از رفتار اجتماعی و روابط اجتماعی متقابل است. بنابرین شخصیت یک فرد مجموعه راه هایی است که او نوعاً نسبت به دیگران واکنش و یا با آن ها تعامل می‌کند.(سیاسی،۱۳۷۴،ص ۲۵۱)

 

شخصیت مجموعه کامل احساس فردی از خود است . شخصیت عبارت است از نیروی سازمان داده شده ای برای بیان الگوی مشخصات و رفتارهای فردی است و بنابرین شخصیت تحت تأثیر مجموعه ای از تجارب و عوامل ژنتیکی قرار دارد و بدین دلیل شخصیت برساخته ای پویا است که تحت تاثیر عوامل زندگی فردی و سازمانی قرار می‌گیرد (Lawerences,1997) . موضوع شخصیت به بیانی بسیار ساده ، همان انسان واقعی است با همان وضعی که در خیابان یا در کار یا بهنگام فراغت دارد. پس از نظر ما شخصیت یک کلیت روانشناختی است که انسان خاصی را مشخص می‌سازد ؛ در نتیجه (شخصیت) یک مفهوم انتزاعی نیستبلکه تجلی همیم موجود زنده ای است که ما از برون می نگریم و از درون او را حس می‌کنیم ، نگرش و حس کردنی که ‌در مورد افراد متفاوت است(مای لی، ۱۳۷۳،ص ۱) آلبرت روانشناس معاصر، شخصیت را سازمانی با تحرک روان و تن آدمی که موجب سازگاری با محیط اوست می‌داند از نظر مای لی شخصیت را مجموعه فعالیت های روانی که متشکل از دو ارگان وحدت و هویت می‌داند(پروا،۱۳۷۰،صص ۱۴۵-۱۴۳).

 

‌بنابرین‏ از مجموعه تعاریف فوق می تواننتیجه گرفت که اصول اساسی زیر در تعیین شخصیت میان روانشناسان مورد قبول است.

 

۱-شخصیت یک کل سازمان داده شده است و فرد هیچ معنی خاصی ندارد.

 

۲-شخصیت به صورت الگوی قابل مشاهده و اندازه گیری سازمان داده شده است.

 

۳-علاوه بر آنکه شخصیت دارای اساس بیولوژیکی است همچنین شخصیت محصول محیط های فرهنگی و اجتماعی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:38:00 ب.ظ ]




 

محیط طبیعی و فضای سبز طبیعت دارای عناصر سه گانه هوا ، آب و خاک می‌باشد به گونه ای که دارای فرایند طبیعی خاصی می‌باشد حال در صورتی که تغییر و فعل و انفعالات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی شیمیایی در خواص طبیعی عناصر سه گانه مذکور شکل بگیرد ، با پدیده آلودگی مواجه خواهد بود. اما از سوی دیگر آنچه به عنوان تعریف قانونی مطرح می‌باشد در ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مصوب ۱۳۵۳ تحت عنوان آلودگی زیست محیطی چنین آمده است : « منظور از آلوده ساختن محیط زیست عبارت است از پخش یا آمیختن مواد خارجی به آب هوا ، خاک یا زمین به میزانی که کیفیت فیزیکی، شیمیایی یا بیولوژیک آن را به طوری زیان آور به حال انسان یا سایر موجودات زنده یا گیاهان و یا آثار و ابنیه باشد ، تغییر دهد» . اما در عین حال ارائه ی تعریف حقوقی از آلودگی نیز لازم و ضروری است ؛ در این چارچوب بایستی گفت « آلودگی را از منظر حقوقی باید ‌در اسناد و قوانین و گاهی در دکترین حقوقی جست . در قوانین متعددی نیز آلودگی تعریف شده است که از جمله آن ها می توان به ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مصوب ۱۳۵۳ با اصلاحات بعدی و تبصره ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی اشاره نمود . همچنین باید از برخی اسناد بین‌المللی مرتبط نیز یاد نمود . در دکترین نیز معمولاً این کلمه همراه با لغت مزاحمت به کار می رود که مفهوم گسترده ای از آن مدنظر بوده و عبارت است :از اعمال ارادی و غیر ارادی انسان که باعث آسیب به عناصر طبیعی و محیط زیست شده و می توان آن ها را تعیین و شناسایی نمود نظیر آلودگی هوا ، آلودگی آب ، آلودگی خاک و غیره »[۵۲] .

 

گفتار دوم : هوا

 

هوا نیز یکی از اجزا و عناصر مفهومی مهم می‌باشد . « هوا ملکول های پراکنده موجود در فضای زمین است که جو نامیده شده و جو زمین یا هوا سپهر نیز شامل پوششی از گازهاست که به لایه‌های مختلفی تقسیم شده است و تا ارتفاع ۲۰۰۰ کیلومتری ادامه دارد»[۵۳]. « هوا عموماً اشاره به ترکیباتی می کند که مجموع این ها جو زمین را تشکیل می‌دهند . به عبارت بهتر هوا به خودی خود یک گاز نبوده بلکه ترکیبی از گازهای گوناگون است که هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می‌باشد . لذا می توان گفت هوا آمیزه ای از گازهای گوناگون اطراف جوزمین است . این ترکیبات گازی در سطح زمین و تقریبا تا ارتفاع ۸۰ کیلومتری نسبتاً پایدار بوده و بیش از این ارتفاع به چند هزارم در صد نمی رسد . این جو لایه نازکی است که تمام کره زمین را در خود پیچیده و برای تمام موجودات زنده زمین منبع بزرگی است ، این جو در تعادل بین نیروی جاذبه و حرکت گرمایی در ملکول های هوا نزدیک به سطح زمین نگه داشته شده است . بنابر توضیحات فوق می توان گفت که آلودگی هوا اصطلاحی است کلی که اشاره به مجموعه ای از آلودگی هایی می‌کند که در جو زمین وارد می‌گردند و کیفیت عناصر تشکیل دهنده آن را تغییر می‌دهند »[۵۴].

 

گفتار سوم : محیط زیست

 

یکی دیگر از عناصر مهم مفهومی در تعریف و تحلیل مفهومی موضوع تحقیق ؛ محیـط زیسـت می باشـد. بعضی از نویسندگان از این که بتوان تعریفی جامع و حقوقی از محیط زیست اراده داد ، اظهار تردید کرده‌اند زیرا حقوق داخلی ایران و بسیاری از کشورها در خصوص تعریف محیط زیست ساکت هستند و بیشتر محیط زیست را در رابطه با عناصر طبیعت ، منابع طبیعی ، شهر و مناظر به کار برده اند . به همین جهت مفهوم محیط زیست از نظر کشور ها با توجه به اهمیتی که هر کشور به یکی از عناصر زیست محیطی می‌دهد ، می‌تواند متفاوت باشد .

 

برای اینکه بتوانیم تعریف جامعی از محیط زیست ارائه دهیم به ناچار باید برخی از مفاهیم را که شناخت محیط زیست ، متوقف در آشنایی به آن ها‌ است ، را تعریف کنیم و در انتها تعریف مورد نظر از محیط زیست را بیان نماییم . یکی از این مفاهیم طبیعت است ؛ طبیعت را اگر بخواهیم از واژه ای با مفهوم مبهم نام ببریم این واژه چیزی جز کلمه ی طبیعت نخواهد بود ، زیرا به تمام موجوداتی که پروردگار در جهان بی انتها ، آفریده است طبیعت گفته می شود به عبارت دیگر ، هر چیزی که دست بشر در ایجاد آن دخالت نداشته باشد ، طبیعت نام دارد .

 

یکی دیگر از این مفاهیم اکولوژی است ؛ اکولوژی یا بوم شناسی ، دانشی است که به مطالعه ی روابط جانداران با محیطی که در آن زندگی می‌کنند ، می پردازد . با توجه به محتوای نه چندان روشن محیط زیست ، افکار عمومی ، بین اکولوژی و محیط زیست تفاوت چندان قائل نیست .

 

اکوسیستم : عبارت است از هر ناحیه ای از طبیعت که در آن ، بین موجودات زنده و اجسام غیر زنده واکنش های متقابل انجام می‌گیرد ، تا تبادل مواد بین آن ها به عمل آید . مثلاً یک دریاچه یا یک جنگل ، یک اکوسیستم است و شامل چهار عامل تشکیل دهنده، یعنی اجسام غیر زنده ، تولید کنندگان ، مصرف کنندگان و تجزیه کنندگان می‌باشد ؛ از این رو محیط زیست را می توان یک اکوسیستم دانست که از تعداد بی شماری اکوسیستم های کوچک تر تشکیل شده است و بشر برای زندگی و ادامه ی آن به تمام اکوسیستم ها وابستگی دارد . اکوسیستم انواعی دارد ، مانند اکوسیستم خشکی و اکوسیستم دریایی ، که این ها نیز خود انواعی دارند که جهت رعایت اختصار خودداری می شود.

 

دیگر مفهوم مرتبط، کره ی زمین است . کره زمین را بر مبنای معیارهای زیست محیطی به بخش های زیر تقسیم می‌کنند :

 

۱- لیتوسفر : کره ی سنگی ، که شامل صخره های جامد و قسمت مذاب داخلی است .

 

    1. پدوسفر : کره ی خاکی ، که در اثر فرسایش لیتوسفر و بقایای جانداران و پس ما نده های مواد آلی تشکیل می شود و لایه ی نازک فوقانی آن برای کشاورزی به کار گرفته می شود .

 

    1. هیدروسفر ؛ کره ی آبی مشتمل برسه چهارم آب شور و شیرین است که سطح کره ی زمین را فراگرفته است .

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:09:00 ب.ظ ]




 

اهداف پژوهش

 

اهداف کلی پژوهش

 

تبیین اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر سلامت روان مادران و نشانگان اختلال نارسایی توجه – بیش­فعالی در کودکان

 

اهداف جزیی پژوهش

 

تبیین اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر ابعاد (جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی، افسردگی ) سلامت روان مادران

 

تبیین اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر نشانگان (بی­توجهی، بیش­فعالی، تکانشگری ) اختلال نارسایی توجه- بیش­فعالی

 

فرضیه ­های تحقیق

 

فرضیه اصلی پژوهش

 

آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر سلامت روان مادران و نشانگان اختلال نارسایی توجه – بیش­فعالی در کودکان تأثیر معنی­داری دارد.

 

فرضیه ­های جانبی

 

آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر ابعاد سلامت روان (نشانگان جسمانی، اضطراب، افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی) مادران تأثیر معناداری دارد.

 

آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر نشانگان اختلال نارسایی توجه- بیش­فعالی (بی­توجهی، بیش­فعالی و تکانشگری) کودکان تأثیر معناداری دارد.

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش

 

تعاریف نظری

 

آموزش مدیریت رفتاری: برنامه آموزش مدیریت رفتاری والدین شکلی از مداخلات رفتاری به خانواده است که بر اساس اصول یادگیری اجتماعی و برنامه آموزش رفتاری ‌بار کلی‌ ( ۱۹۹۰) طراحی شده است و به عنوان یکی از قدرتمندترین انواع مداخلات در یاری رساندن به کودکان دچار مشکلات رفتاری و سلوک شناخته می شود.

 

سلامت روان: سازمان بهداشت جهانی (۲۰۰۴) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که در آن فرد توانمندی خود را شناخته از آن ها به نحو مؤثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می‌کند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های روانی، کنترل عوامل مؤثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماری‌های روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است(میلانی فرد، ۱۳۸۶).

اختلال نارسایی توجه- بیش­فعالی: اختلال کمبود توجه- بیش فعالی[۱۴] یک نشانگان اولیه ظاهر شده در کودکان است که به وسیله سطحی نابهنجار از بی­توجه­ای، بیش فعالی و یا هردو مشخص است( ‌بار کلی‌[۱۵]، ۱۹۹۰؛ به نقل از رایت[۱۶]، ۲۰۰۲).

 

تعاریف عملیاتی

 

آموزش مدیریت رفتاری: در طراحی برنامه آموزش مدیریت رفتاری مادران از برنامه آموزش رفتاری والدین استفاده می­ شود. گام­های اساسی این بسته آموزشی عبارتند از: تشریح اختلال نارسایی توجه-بیش­فعالی، شکل­دهی رفتارهای مثبت از طریق عدم تقویت رفتارهای نامطلوب، آموزش یک نظام رسمی از امتیازها و ژتون­ها به منظور شرطی کردن اطاعت کودک، آموزش والدین در به کارگیری روش محروم­سازی، مداخله آموزشی در این گروه به مدت ۸ هفته به صورت گروهی و در قالب ۸ جلسه آموزشی ۹۰ دقیقه­ای اجرا می­ شود.

 

سلامت روان: منظور نمره­ای است که فرد از مقیاس ۲۸سوالی سلامت عمومی (GHQ که دارای ۴ خرده مقیاس علائم جسمانی، علائم اضطرابی، اختلال درکارکرد اجتماعی و علائم افسردگی، که توسط گلدبرگ و هیلر ارائه شده است به دست ‌می‌آورد. خرده مقیاس نشانه­ های جسمانی: نمره­ای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال( ۱-۷ ) به دست می ­آید. خرده مقیاس اضطراب: نمره­ای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال (۸-۱۴) به دست می ­آید. خرده مقیاس اختلال در کارکرد اجتماعی: نمره­ای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال (۱۵-۲۱ ) به دست می ­آید. خرده مقیاس افسردگی: نمره­ای که از اجرای پرسشنامه سلامت عمومی از سوال ( ۲۲-۲۸ ) به دست می ­آید.

 

اختلال نارسایی توجه- بیش­فعالی: نمره­ای است که آزمودنی از فهرست نشانه مرضی کودک (CSI-4) به دست ‌می‌آورد

 

فصل دوم

 

مبانی نظری و پژوهش

 

مقدمه

 

این فصل در دو بخش تقسیم شده است. بخش اول مبانی نظری پژوهش که در ابتدا به سلامت روان و نظریه ­هایی مربوط به سلامت روان اشاره می شود. سپس به اختلال نارسایی توجه – بیش­فعالی و بخش دوم در دو قسمت پژوهش­های مربوط در داخل و خارج کشور پرداخته شده است.

 

مبانی نظری

 

بخش اول: سلامت روانی

 

تمامی انسان‌های زنده از توان سلامت معینی برخوردارند که باید برای نیل به تندرستی کامل ‌و دوری از بیماری برای توسعه آن تلاش نمایند. شیوه های زندگی مرسوم بین انسان‌ها، تأثیر مهمی بر سلامت و تندرستی آنان دارد. گذار اپیدمیولوژیکی که اخیراًً به علت تغییر در شرایط و شیوه های زندگی مشهود است، بار دوگانه بیماری‌های واگیر و غیرواگیر را در بسیاری از کشورهای منطقه مدیترانه شرقی افزایش داده است. در این منطقه، بیماری‌های ناشی از الگوهای شیوه زندگی ناسالم به صدر فهرست دلایل بیماری و مرگ‌ومیر انتقال یافته است. ‌بنابرین‏ ضروری است که توجهی جدی به عوامل مؤثر در افزایش وسعت بیماری‌ها، آغاز شود. سرمایه‌گذاری برای خلق فرهنگ ارتقای سلامت، در ابتدا موجب برخورداری از موقعیت‌های اجتماعی بهتر و در دراز مدت منجر به برخورداری از مزایای مورد انتظار و بهبود سلامت ملل می‌شود. سلامت انسان، تنها سلامت جسمانی نیست. مهمتر از آن سلامت اخلاقی، ذهنی آرام و متمرکز است. فقط چنین ذهنی می‌تواند به شفای جسم کمک کند (ضعیفی، ۱۳۸۹).

 

از دیدگاه اسلامی سلامت روان شامل افزایش توانایی‌های افراد و جامعه و قادرسازی آن ها در دستیابی به اهداف مورد نظر می‌باشد. بهداشت‌روان به همه ما مربوط است، نه فقط به کسانی که از بیماری رنج می‌برند. متأسفانه در بخش عظیمی از دنیا به بهداشت‌روان و بیماری روانی به اندازه سلامت جسمانی و بیماری جسمی اهمیت داده نمی‌شود و مورد بی‌توجهی و غفلت واقع می‌شود (ضعیفی، ۱۳۸۹).

 

به طور کلی در سال‌های اخیر مسأله «بهداشت روانی» خود را به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی افراد و سازمان‌های مسئول امور بهداشتی در سراسر جهان و به ویژه سازمان جهانی بهداشت (WHO) مطرح نموده. تا آنجا‌ که سال ۲۰۰۱ میلادی از سوی WHO به عنوان سال بهداشت روانی و با شعار «غفلت بس است، مراقبت کنیم»[۱۷] تعیین و معرفی گردیده است. از طرفی اهمیت ویژه‌ای که سازمان جهانی بهداشت برای این مسأله قایل گردیده سبب شده تا «بهداشت روانی » و مقولات مرتبط با آن، به عنوان یکی از محورهای اساسی، مورد توجه پژوهشگران و صاحب‌نظران علوم بهداشتی قرار گرفته، آنان را وادار نماید، ضمن بهره‌گیری از ابزارهای موجود در عرصه پژوهش، به سنجش وضعیت بهداشت روانی جوامع انسانی و ارائه راهکارهایی در جهت ارتقا و بهبود کیفیت سلامت روانی افراد جامعه بپردازند (گنجی ، ۱۳۸۵) .

مرز بین سلامت و اختلال روانی گاهی چنان با هم در می‌آمیزد که اطلاق سلامت یا بیماری به فرد مشکل به نظر می‌رسد.

 

به طور کلی فردی از نظر سلامت عمومی، سالم است که تعادل بین رفتارها و کنترل او در مواجه با مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد.

 

سلامت فکر و روان عبارت است از قابلیت موزون و هماهنگ شدن با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی و عادلانه و مناسب (رضائیان، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:22:00 ب.ظ ]




 

ج) نقش: نقش یا موفقیت فرد درسازمان نیز در ادراک او از اشیاء تاثیر می‌گذارد. نقش شما به عنوان سرپرست در نحوه ی درک مردم از شما اثر دارد . مثلاً مردم از شما به عنوان سرپرست توقع دارند مثل یک رهبر عمل کنید و از حدود این نقش پا فراتر نگذارید .

 

د)‌گروه‌های مرجع: اغلب مردم از خود می پرسند، اگر چنین و چنان کنم درباره من چه فکر خواهند کرد؟ این نمونه ای از تاثیر ‌گروه‌های مرجع است، این گروه ها می‌توانند تاثیر خیلی مهمی در ادراک شخص بگذارند. برای مثال ممکن است به کسی توصیه کنید که با تسریع در تولید درآمد اضافی به دست آورد. لیکن چون مهمترین گروه مرجع او همکارانش هستند، یعنی افرادی که هر روز با آن ها کار می‌کنند، اگر فکر کند کارکردن سریع او، وی را در نظر همکاران ” فرد سازمانی ” وانمود خواهد کرد، احتمالاً از کسب درآمد اضافی در مقابل خطر انتقاد همکاران منصرف خواهد شد (مدنی به نقل از دسلر،۱۳۷۳).

 

    1. ساختارسازمانی و جو: ساختار سازمانی یکی از جنبه‌های محسوس سازمان است که در جو تاثیر می‌گذارد . برای مثال می‌دانیم که نهادهایی که در چهارچوب سلسله مراتب اداری عمل کنند و قواعد و مقرررات مناسبی را به کار می گیرند به احتمال قوی به عنوان جو بسته و محدود ادراک می‌شوند.

 

    1. رهبری و جو: شیوه رهبری از عواملی است که در جو تاثیر می‌گذارد. در بعضی از سازمان ها، رهبر به حفظ نظم، اعمال قدرت و نظارت، انتقاد از انحراف از قواعد می پردازد، ‌بنابرین‏ رهبر می‌تواند تاثیر عمیقی در جو سازمان خود داشته باشد .

 

  1. جو سازمانی و روحیه و عملکرد کارکنان : ساختار و رهبری در جو تاثیر می‌گذارند. و می‌دانیم که جو سازمانی به نوبه ی خود در روحیه کارمندان مختلف تاثیر می‌گذارد. برای مثال، در یک بررسی از تعداد ۲۶۰ نفر مدیران متوسطه این نتیجه حاصل شد که جوهای بازتر و حمایت گرانه تر بیشتر از جو های محدود و ‌تحقیر کننده به عملکرد بالاتر منتج می شود (مدنی به نقل از دسلر،۱۳۷۳).

 

ویژگی های جوسازمانی

 

از مجموع تعاریف و مطالب ارائه شده درباره جو سازمانی ویژگی های مختلفی به دست می‌آید که می توان ازآنها به عنوان ویژگی های جو سازمانی نام برد:

 

  1. اصطلاحی توصیفی: جوسازمانی بسان فرهنگ سازمانی، اصطلاح ارزشی، حاصل ارزشیابی اعضا ازابعاد مختلف ساختاری، رفتاری و تکنولوژی سازمان است، جو سازمانی بیانگرادراک اعضا از ‌پاسخ‌گویی‌ سازمان به سوالات از قبیل سوالات زیر است:

آیا سازمان به خلاقیت و نواوری بها می‌دهد ؟ آیا سازمان ‌بر اساس میزان عملکرد پاداش می پردازد یانه ؟ آیا مدیران در مواقع لزوم از کارکنان خود حمایت می‌کنند؟

 

    1. پایداری نسبی: جوسازمانی همانند فرهنگ سازمانی به مرورزمان در میان اعضای سازمان شکل می‌گیرد. و برای ایجاد تغییر و جابه جایی اعضا فرهنگ آن همچنان دست نخورده باقی می ماند. جوسازمانی به اعضای آن مربوط است و بازتاب ادراک اعضا از کیفیت درونی سازمان است.

 

    1. تمایز بخشی: سازمان ها از جوسازمانی یکسانی برخوردار نیستند. همان گونه که اعضا متفاوت هستند، جوها نیز از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت خواهد بود.یعنی صرف نظر از اهداف سازمان، سبک مدیریت، تخصص کارکنان، جوسازمانی نیز موجب تمایز سازمان ها از یکدیگر می‌گردد و در نتیجه نتایج کارها و فعالیت های سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مثلا موجب افزایش روحیه و انگیزش کارکنان می‌گردد و یا پذیرش تغییرات ازسوی کارکنان تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

  1. پویایی: جوسازمانی به عنوان یک نظام روان شناختی با ابعاد دیگر سازمان از جمله ساختارسازمانی، تکنولوژی و سبک مدیریت در ارتباط متقابل است و از آن ها متاثرمی شود. به عبارت دیگر، هر تغییری در دیگرابعاد سازمان موجب تغییر و واکنش درجوسازمانی می‌گردد. مثلا استفاده از تکنولوژی جدید در سازمان ممکن است با مخالفت اعضا روبرو شود، ‌بنابرین‏ جوسازمانی به عنوان یک متغیراصلی و مهم، نتایج کار گروه ها و در نتیجه سازمان راتحت تاثیر قرارمی دهد، ازجمله میتوان تسهیل کننده برنامه های تغییر باشد ویا آنکه به عنوان مانعی برسرراه آنان عمل کند ( نائلی، به نقل ازشفیعی ، ۱۳۷۰).

 

جنبه‌های اثرپذیری از جوسازمانی

 

    1. رضایت شغلی: حالت مطبوع و مثبت حاصل از ارزیابی شغلی یا تجارب شغلی رضایت بخش برای فرد می‌باشد، ایجاد رضایت شغلی از اهداف اساسی مدیریت هرسازمانی است، برای ایجاد رضایت باید بین انتظارات سازمان و نیازهای افراد هماهنگی به وجود آید. نتایج تحقیق هالپین در رابطه بارضایت شغلی موجود بین معلمان ابتدایی،همبستگی مثبت رضایت شغلی وجوبازمدارس را تأیید می‌کند.

 

    1. روحیه : طرز تلقی افراد و گروه ها از محیط کارشان و گرایش آن ها نسبت به افراد و همکاری قبلی در راه تحقق اهداف سازمانی را روحیه گویند.جوسازمانی یکی ازعوامل تاثیرگذار بر روحیه است . بین سطح شخصی و ماهیت شغلی، از نظر تنوع با روحیه رابطه مستقیم وجود دارد و رهبر ملاحظه کار و جوسازمانی باز نیز موجبات افزایش روحیه را فراهم می آورند .

 

  1. بهره وری: جهت افزایش بهره وری در سازمان ، نیاز به تامین شرایط متعددی داریم که مهم ترین آن ها توجه به انگیزش نیروی انسانی است .انگیزش کارکنان نیز با افزایش روحیه و رضایت شغلی کارکنان لازم است به ارضای نیازهای آنان در محیط کار توجه کنیم، لذا تنها مدیرانی می‌توانند موجبات ارضای نیازهای کارمندان را فراهم آورند که جو روانی مناسبی را در درون سازمان به وجودآورده باشند (دسلر ، ۱۳۷۳، ص ۹۲).

هوی و میسکل در تحلیل خود ، ازعوامل مؤثر در رفتار انسان‌ها در درون سازمان ها به سه عنصر اساسی یعنی سازمان غیررسمی ، فرهنگ سازمانی و جوسازمانی مربوط به هم هستند. ابتدا به شرح سازمان غیررسمی می پردازیم و بعد به دلیل وجود ارتباط بین جوسازمانی و فرهنگ سازمان، به توضیح و بیان ویژگی های فرهنگ سازمانی به لحاظ گستردگی آن نسبت به جوسازمانی پرداخته می شود سپس به توضیحاتی پیرامون جوسازمانی می پردازیم .

 

تعریف و اهمیت سازمان غیررسمی

 

ساختار اجتماعی یک سازمان ، از یک ساختاررسمی و یک ساختارغیررسمی تشکیل شده است ، همان طوری که ساختار رسمی هدفدار و نظام مند است، ساختار غیررسمی هم از این خصیصه برخوردار است (هوی ومیسکل ،۱۳۸۳، ص۱۲). از این نقطه نظر، ساختار رسمی شخص ممکن است نسبت به چیزهای عینی ‌و محسوس سازمان ، احساس مثبت و یا منفی داشته باشد و سازمان می‌تواند به جوی خوشایند و یا جوی نامطلوب برای شخص تبدیل شود.

 

اگر سازمان رسمی نتواند نیازهای افراد را برآورده سازد ، در این صورت شخص برای ارضای نیازهای خود به سازمان غیررسمی روی می آورد. با این وجود سازمان غیررسمی هم می‌تواند برای افراد سازمان مثبت و یا منفی باشد ( شیرازی، ۱۳۷۳ ، ص ۵۰ ).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:53:00 ب.ظ ]




 

۲-۱۰ هزینه سرمایه

 

مفهوم هزینه سرمایه بر این فرض مبتنی است که هدف یک شرکت عبارت است از به حداکثر رسانیدن ثروت سهام‌داران؛ هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است. هریک از ‌گروه‌های سرمایه‌گذار مثلا دارندگان اوراق قرضه، سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که در خور ریسک مربوط به آن‌ ها باشد، و در نتیجه دارای هزینه خاص سرمایه می‌باشند، ‌هزینه سرمایه‌ای هر یک از منابع خاص تامین سرمایه را، هزینه اقلام خاص سرمایه می‌نامند. ‌بنابرین‏ هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه‌گذاران در شرکت تامین شود.

 

۲-۱۰-۱ هزینه بدهی

 

از آنجا که اکثر بدهی‌های بلندمدت یک شرکت به صورت اوراق قرضه است، محاسبه هزینه بدهی با توجه به خصوصیات اوراق قرضه انجام می‌شود تخمین یا تعیین هزینه خاص بدهی مستلزم محاسبه مؤثر بدهی شرکت است و باید این هزینه مؤثر را ‌بر اساس نرخ سالانه بیان کرد. می‌توان این کار را با بهره گرفتن از نرخ بازده تا تاریخ سررسید انجام داد. نرخ بازده تا تاریخ سررسید یا نرخ بازده دخالی مورد نظر خریداران تعیین‌کننده میزان هزینه مؤثر بدهی قبل از کسر مالیات است.

 

به منظور محاسبه هزینه بدهی و اوراق قرضه، مرحله و محاسبات زیر بایستی انجام گیرد:

 

۱ـ تعیین خالص وجوهی که در ازای انتشار و فروش هر برگ از اوراق قرضه عاید شرکت می‌گردد امکان دارد خالص پولی که در ازای هر برگ از اوراق قرضه به دست شرکت می‌رسد پس از کسر هزینه فروش از ارزش اسمی آن برگ کمتر باشد.

 

۲- تعیین هزینه مؤثر هر برگ از اوراق قرضه قبل از کسر مالیات ‌به این منظور باید نرخ بازدهی تا سررسید آن برگ محاسبه گردد، یعنی خالص پولی که در زمان صفر وارد شرکت می‌شود را جریان نقدی ورودی و بهره‌ای که سالیانه پرداخت می‌شود و پولی که بابت ارزش اسمی آن برگ در تاریخ سررسید پرداخت می‌گردد جریانات نقدی خروجی تلقی کرد.

 

۳- از آنجا که هزینه بهره یک نوع هزینه قابل قبول مالیاتی است، باید هزینه آن برگ را پس از کسر مالیات محاسبه کرد آنچه به دست می‌آید هزینه خالص بدهی است.

 

 

 

:Km هزینه مؤثر بدهی قبل از کسر مالیات بر مبنای نرخ سالیانه

 

t: نرخ مالیات شرکت

 

Kd: هزینه بدهی پس از کسر مالیات

 

۲-۱۰-۲ هزینه سهام ممتاز

 

اگر شرکتی سهام ممتاز می‌فروشد، خریداران انتظار دارند در ازای پولی که آن ها سرمایه‌گذاری می‌کنند، سود سهام دریافت کنند. پرداخت سود سهام هزینه شرکت بابت سهام ممتاز محاسبه می‌باشد. برای اینکه بتوان این هزینه (سود سهام ممتاز) مبنای نرخ سالانه بیان کرد، شرکت خالص پولی را که در زمان فروش سهام (پس از کسر مالیات) دریافت می‌کند مبنای محاسبه قرار می‌دهد.

 

هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز ‌به این طریق محاسبه می شود که شرکت سود پرداختی سالانه هر سهم را بر خالص پول دریافتی تقسیم می‌کند.

 

 

 

D: سهام پرداختی سالانه هر سهم

 

Pn: پول دریافتی از بابت فروش سر سهم

 

Kp: هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز

 

۲-۱۰-۳ هزینه سهام عادی

 

هزینه خاص سرمایه ناشی از سهام عادی حداقل نرخ بازدهی است که شرکت باید به دست آورد تا ارزش بازار حقوق صاحبان سهام عادی شرکت حفظ شود. هنگامی که شرکت مبادرت به فروش سهم عادی می کند و مبلغی معادل Pn ریال خالص بابت هر سهم دریافت می‌کند، می‌تواند عواید خالص دریافتی را معادل ارزش ذاتی هر سهم قرار دهد. زیرا سرمایه گذاران حاضر شدند که اوراق بهادار صادره را به قیمتی خریداری نمایند که مبلغی خالص معادل Pn ریال عاید شرکت شود. ارزش ذاتی یک برگ سهام عادی به شرح زیر محاسبه می‌گردد:

 

 

 

Do: سود تقسیمی هر سهم در حال حاضر

 

g: نرخ رشد مرکب سود تقسیمی

 

k: نرخ بازده مورد توقع سهام‌داران

 

برای محاسبه هزینه خاص سرمایه یک برگ سهام عادی می توان ارزش ذاتی را معادل عواید خالص دریافتی قرار داد () در نتیجه هزینه خاص متعلق به یک سهم عادی() از این رابطه به دست می‌آید:

 

 

 

۲-۱۰-۴ هزینه سود انباشته

 

سود انباشته، سودی است که باید به صاحبان سهام عادی پرداخت شود در حالی که در شرکت انباشته شده و مجددا مورد استفاده قرار می‌گیرد. ‌بنابرین‏ انتظاری که وجود دارد این است که نرخ بازدهی برابر با نرخ بازدهی سهام عادی به دست آید لذا هزینه خاص سرمایه سود انباشته با هزینه خاص سهام عادی برابر است.

 

۲-۱۰-۵ متوسط موزون هزینه سرمایه (WACC)

 

در بسیاری از موارد تعیین منبع تامین کننده نیاز مالی جهت پروژه ای خاص بسیار دشوار است، چرا که سرمایه های شرکت سبدی و تامین سود منافع جدید ورودی جریان ‌به این سبد به شمار می‌آید. لذا تحت چنین شرایطی بهتر آن است که از هزینه متوسط سرمایه به عنوان نرخ تنزیل ارزیابی پروژه های مختلف سرمایه‌گذاری استفاده نمود (علی اصغر انوری رستمی، ۱۳۷۸).

 

برای محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت از هزینه های خاص سرمایه استفاده می شود می توان برای محاسبه هزینه کل سرمایه از شرکت از ضرایب ارزش بازار استفاده نمود. از نظر مدیریت مالی، تعیین رابطه بین هزینه سرمایه، ساختار سرمایه و ارزش کل شرکت اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا می توان با بهره گرفتن از ساختار سرمایه بر ارزش کل تاثیر گذاشت. با در نظر گرفتن مفروضات خاص و با مشخص کردن نحوه استنباط سرمایه گذاران و واکنش آنان نسبت به درجه تغییرات ریسک مالی، می توان ساختار مطلوب سرمایه شرکت را تعیین نمود. ساختار مطلوب سرمایه عبارت است از تعیین درصدهایی از اقلام تشکیل دهنده سرمایه که ارزش بازار شرکت را به حداکثر می رساند و در عین حال و همزمان با آن میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت را به حداقل می رسانند.

 

میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت به طریق زیر محاسبه می شود:

 

 

 

D: ارزش ریالی وام

 

E: ارزش ریالی حقوق صاحبان سهام

 

Kw: میانگین موزون هزینه سرمایه

 

Ke: هزینه خاص متعلق به یک سهم عادی

 

Kd: هزینه بدهی پس از کسر مالیات

 

۲-۱۱ نظریه های مختلف پیرامون ساختار سرمایه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:25:00 ب.ظ ]




 

        1. . برای آگاهی بیشتر در زمینه ایرادهای وارد بر سیستم مجازات احاله‌ای نگاه کنید به: نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات جرم شناسی بزهکاری اقتصادی، به کوشش مجتبی جعفری، انتصار ابریشمی و زهرا سلامی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۶ ↑

 

    1. حسینی، سید محمد، سیاست جنایی در اسلام و جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۳، تهران، دانشگاه تهران، ص۳۶ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر در زمینه مفهوم و گونه‌های سیاست جنایی، نگاه کنید به: لازرژ، کریستین، درآمدی به سیاست جنایی، ترجمه علی حسین نجفی ابرندآبادی، تهران، میزان، ۱۳۸۲ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: محمدی، جلیل، سیر مالکیت در ایران و چگونگی ثبت اسناد و املاک، تهران، جلیل محمدی، ۱۳۸۳ ↑

 

    1. شهری، غلام رضا، حقوق ثبت اسناد و املاک، ۱۳۷۴، تهران، جهاد دانشگاهی، ص۹۶ ↑

 

    1. . قانون راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض، مصوب ۱۳۳۳، ماده ۶ ↑

 

    1. . برخی از جرایم ثبتی دارای اجزاء و ارکان و شرایط اختصاصی هستند که قانون گذار آ ن‌ها را بر شمرده است و ‌به این ترتیب جرمی با هویت کاملا مستقل پدید آورده است که می‌توان عنوان «جرایم ثبتی خاص» را به آن‌ ها داد. این جرم‌ها در مواد ۴۵ و ۱۱۷ قانون ثبت اسناد و املاک و ماده ۲۶ قانون دفاتر اسناد رسمی و ماده ۶ قانون راجع به اشتباهات ثبتی و اسناد مالکیت معارض، مورد اشاره قرار گرفته اند. در مقابل، برخی دیگر از جرایم ثبتی قرابت ساختاری زیادی با بعضی عناوین مجرمانه همچون کلاهبرداری، جعل و خیانت در امانت دارد که می‌توان آ ن‌ها را تحت عنوان جرایم ثبتی در حکم جعل، در حکم کلاهبرداری و در حکم خیانت در امانت آورد. این جر م‌ها در مواد۲۸، ۱۰۰، ۱۰۳، ۱۰۵،، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۰۹ و ۱۱۶ قانون ثبت اسناد و املاک و ماده ۱۵ قانون نحوه صدور اسناد مالکیت املاکی که اسناد آن‌ ها در اثر جنگ یا حوادث غیر مترقبه‌ای مانند زلزله، سیل و آتش سوزی از بین رفته اند، بیان شده اند. ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر، نگاه کنید به: آذرپور، حمید و حجتی اشرفی، غلامر ضا، مجموعه محشای بخشنامه های ثبتی، تهران، انتشارات گنج دانش، ۱۳۸۰ ↑

 

    1. آیت اللهی، محمد صادق، بازداشت املاک و رفع یک تعارض، ۱۳۸۲، مجله کانون، شماره ۶، ص۱۵۱ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر در زمینه پرونده‌ای کیفری مرتبط با این موارد که مؤید ادعای فوق است، نگاه کنید به: احمدی، احمد و صبوری پور، جرم‌های ثبتی و پیشگیری از آن در ایران، کمیسیون پیشگیری از. وقوع جرم مرکز مطالعات توسعه قضایی۱۳۸۶ ↑

 

    1. احمدی، احمد، صبوری پور، مهدی، جرایم بتی و پیشگیری از آن در ایران، ۱۳۸۶، ص۳۸ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر از مفهوم کاداستر، ویژگی و گونه‌های آن نگاه کنید به: سیاست‌های کلی نظام ثبتی) پیشنهاد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، سال ۱۳۸۶، صص۱۶-۱۲ و ص۳۵٫ موجود در سایت: www. sabt. gov. ir؛ بارونی، محسن، کاداستر برای همه، نشریه ثبت، شماره ۴، ۱۳۸۴، از صص ۳۳-۳۰؛ و نیز نقش نقشه‌های کاداستر در سیستم مالکیت، نشریه ثبت، شماره ۱، ۱۳۸۳، از صص۳۹-۳۶٫ ↑

 

    1. آیت اللهی، پیشین، ص۱۴۹ ↑

 

    1. . برای آگاهی از اجرای طرح کاداستر در برخی از کشورها، نگاه کنید به: داریان، مطالعه اجمالی در زمینه نظام‌های اطلاعات املاک کشور، نشریه ثبت، شماره ۱، ۱۳۸۳، از صص۵۴-۴۸٫ ↑

 

    1. . دستیابی به ثبت نوین الکترونیکی به عنوان یکی از ویژگی‌های اصلی مندرج در سند چشم انداز بیست ساله و مسئولیت‌های در نظر گرفته شده در برنامه چهارم توسعه و همچنین سیاست‌های تعیین شده در برنامه پنج ساله دوم قضایی مورد تو جه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور قرار گرفته است؛ برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: مبینی، محمد، فناوری اطلاعات، از صص۱۲-۸؛ نیز، فناوری اطلاعات در سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، نشریه سند، شماره ۲۹، ۱۳۸۶، از صص۲۹-۲۶ ↑

 

    1. ادب، ۱۳۸۳ ↑

 

    1. احمدی و صبوری، پیشین، ص۵۷ ↑

 

    1. همان، صص ۵۷ ـ ۵۶ ↑

 

    1. رنجبر، مرتضی، توسعه بت مقدمه لازم در توسعه قضایی۱۳۸۴، نشریه ثبت، شماره ۳، ص۲۴ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات جرم شناسی بزهکاری. اقتصادی، به کوشش مجتبی جعفری، زهرا سلامی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۶ ↑

 

    1. رنجبر، مرتضی، پیشین، ص۴ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر در این زمینه نگاه کنید به: احمدی، احمد، و صبوری پور، مهدی، جرم‌های ثبتی و پیشگیری از آن در ایران، کمیسیون پیگیری از وقوع جرم مرکز مطالعات توسعه قضایی، ۱۳۸۶ ↑

 

    1. . برای آگاه بیشتر در زمینه جرم زا بودن آژانس‌های املاک، نگاه کنید به: قاسمی مقدم، حسن و دیگران، پروژه کاهش دعاوی کیفری در دستگاه قضایی، کمیسیون پیشگیری از وقوع جرم مرکز مطالعات توسعه. قضایی، ۱۳۸۷ ↑

 

    1. . برای آگاهی بیشتر، نگاه کنید به: نجفی ابرندآبادی، علی حسین، تقریرات جرم شناسی بزهکاری اقتصادی به کوشش مجتبی جعفری، انتصار ابریشمی و زهرا سلامی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۶ ↑

 

    1. عـمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه ↑

 

    1. طبیبیان، حمید، ترجمه‌ فرهنگ‌ لاروس عربی به فارسی، ذیل واژه ↑

 

    1. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ذیل واژه ↑

 

    1. جابری‌ عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ذیل واژه ↑

 

    1. . در‌ موازین‌ شرع اسلام برای رفع‌ ‌مسئولیت‌ مفلس عمدتاًً به «حدیث رفع» استناد می‌کنند. مطابق این حدیث «رفع عن امـتی تسعه‌ اشیاء… لایطیقون». حضرت محمد (ص) می‌فرماید: ۹ چیز‌ از امت‌ من‌ رفع‌ ‌مسئولیت می‌کند من جمله‌ آن چیزی که از توان آن ها خارج است. ↑

 

    1. علی آبادی، دکتر عبدالحسین به نقل از مجموعه آرای وحدت‌ رویه‌ دیوان‌ عـالی کـشور «جزایی»، تدوین فرج اله قربانی، ص ۴۷۵ ↑

 

    1. . نـاگفته‌ نـماند‌ مـحسوب نمودن آرای وحدت رویـه دیـوان عالی به عنوان یـکی از اجـزاء رکن قانونی جرم با‌ توجه‌ به‌ این که این چنین آرایی بر خلاف قـوانین مـنتشر نمی‌شوند و عموم‌ از‌ آن‌ اطلاع پیدا نـمی‌کنند، جـای بحث دارد و چـه بـسا بـا اصول حاکم بر حـقوق‌ جزا‌ بالاخّص‌ اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها هم منافات داشته باشد لیکن از آنجا که‌ رأی‌ وحـدت رویه یاد شده نقش و اثر تـاریخی در مـورد جـرم ثـبتی «اسـناد‌ و املاک» موضوع مـاده ۱۱۷ قـانون ثبت دارد با مسامحه از آن به عنوان یکی از‌ اجزاء‌ رکن قانونی جرم موصوف نام برده شد. ↑

 

    1. قربانی، فرج الله، مجموعه آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور «جـزایی»، ص ۴۷۶ ↑

 

    1. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ‌ترمینولوژی‌ حقوق، ذیل واژه ↑

 

    1. سینایی، محمد نقی، معامله، ملکیت، مالیت، مجله‌ کانون‌ سردفتران و دفتریاران، سال پانزدهم شماره یـک فـروردین و اردیبهشت ۱۳۵۳، صص ۲۸ و ۲۹٫ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:56:00 ب.ظ ]




 

۲- تأثیر علم و جهل طرفین در ایجاد خیار

 

از مباحث پیشین معلوم شد که فساد شرط اصولاً موجب بطلان عقدنمی شود، مگر در مواردی که شرط فاسد، ارکان عقد یا شرایط صحت آن را مختل سازد یا به دلایلی، ثابت شود که تعهد ناشی از شرط، مقصود و انگیزه اصلی و اساسی طرفین در انعقاد مجموعه عقد و شرط است. ممکن است در ضمن انعقاد عقد و اشتراک بر امری که مبطل عقد خواهد بود، طرفین یا یکی از آن دو به مبطل بودن شرط مورد حامل باشد، یعنی ندانسته شرطی که در حال توافق بر آن می‌باشد عقد را اساساً باطل و بی اثر می‌کند.

 

در این صورت آیا جهل یک یا هر دو متعاهدین تأثیری در بطلان یا عدم بطلان عقد متضمن چنین شرطی دارد یا خیر. در فرض اینکه مبنای ثبوت خیار را نفی ضرر و قاعده لاضرر بدانیم باز باید قائل به ثبوت خیار فسخ در صورت فساد شرط شد. زیرا حذف شرط از مجموعه تراضی طرفین، به لحاظ فساد آن و التزام مشروط به مفاد عقد چنین شرط، موجب ضرر اوست. برای جبران این ضرر، اعطای حق فسخ به مشروط له ضرورت دارد. برخی از فقها که این مبنا را برای خیار فسخ برگزیده اند در ثبوت خیار در صورت فساد شرط دچار تردید شده اند. تردید مذکور ناشی از این است که ادله نفی ضرر چنانچه معتقدند به عمل جنسی از اصحاب نباشد. صلاحیت تأسیس حکم شرعی را ندارد زیرا عمل به سوم ادله مذکور، سبب تأسیس فقه جدیدی خواهد بود. و چون در ماده شرط فاسد، در کلمات اصحال، اثری از اول به ثبوت خیار دیده نمی شود، ‌بنابرین‏ قول به عدم تحقق خیار فسخ، قوی دانسته شده است.[۱۱۸] در مقابل بعضی دیگر، عدم تصریح به ثبوت خیار توسط معتقدین به حفظ عقد مشروط به شرط فاسد را ناشی از وضوح مسئله دانسته و قائل به ثبوت حق فسخ شده اند.[۱۱۹] به هر تقدیر با توجه ‌به این که مبنای خیار فسخ را رعایت مفاد تراضی و بر اساس قواعد کلی دانستیم. لذا بدون تردید باید در صورت فساد شرط، مشروط له را مخبر در فسخ معامله دانست.

 

در عین حال بین فرض علم و جهل مشروط له به فساد در حین انعقاد قرارداد، باید قائل به تفصیل شده در صورتی که مشروط له هنگام عقد عالم به فساد شرط باشد، اعطای حق فسخ به نامبرده صحیح به نظر نمی رسد، زیرا اقدام به انشای معامله علی رغم علم به فساد شرط نشانگر این است که مشروط له، بدون شرط نیز رضایت به مفاد عقد داشته و گویی عقد بدون شرط معتقد شده است.[۱۲۰] علم وی به بطلان شرط به منزله اقدام بر علیه خود تلقی و نتیجتاً از ثبوت خیار فسخ به نفع او جلوگیری می‌کند. ‌بنابرین‏ مشمول ادله وفای به عقود و ماده ۳۹۹ قانون مدنی است و وجهی برای ثبوت خیار فسخ در آن وجود ندارد. غالب فقها نیز وجود خیار را متوسط به جهل مشروط له کرده‌اند.[۱۲۱] نتایج فوق را به روشنی می توان از ماده ۲۴۰ قانون مدنی استفاده کرد که مقرر می‌دارد « بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط له باشد.

 

با توجه به ماده مذکور می توان گفت اولاً فساد شرط نیز از مصادیق ممتنع به وقت آن است. ‌بنابرین‏ در صورت بطلان شرط به صراحت این ماده اختیار فسخ برای مشروط له، پیش‌بینی شده است. ثانیاًً در صورت علم مشروط له به فساد شرط، خیار فسخ برای او وجود ندارد زیرا از عبارت : «معلوم شود که حین العقد ممتنع بوده است» استفاده می شود که اگر در حین عقد برای مشروط له معلوم باشد که شرط فاسد و ممتنع بوده است دیگر خیار فسخی برای او وجود ندارد به علاوه قسمت اخیر ماده نیز ظهور در این مطلب دارد زیرا مستفاد از آن، این است که اگر است؟ ع شرط، مستعد به فعل مشروط له باشد، اختیار فسخ معامله برای او موجود نیست کسی که با علم به فساد شرط به اشتراط آن در ضمن عقد مبادرت می‌کند، همانند شخصی است که عمداً یا سهواً شرط را ممتنع می‌سازد. ‌بنابرین‏ برای چنین شخصی قانون‌گذار قائل به ثبوت خیار فسخ نشده است در خصوص شرط مجهول می توان گفت اگر مشروط له با علم به اینکه شرط مجهول است آن را پذیرفته باشد نه تنها حق فسخی وجود ندارد بلکه به نظر می‌رسد نوعی سفه وجود دارد که می‌تواند عقد صدمه بزند ولیکن اغلب چنین نیست یعنی طرفین بر امری توافق نموده اند که از دیدگاه خودشان معلوم بوده است ولی در زمان اجرا و حدوث اختلاف ناتوان از اثبات آن می‌باشند و یا اینکه به اعتقاد خود تصور می نموده اند که شرط مجهول نیست و اشکال قانونی ندارد مانند فروش یک دستگاه آپارتمان از ده دستگاه به طور نامعین یا یکی از دو اسب به طور نامعین و در اینگونه موارد حق فسخ باقی است. اما آنچه بیان شد مربوط به شرط باطلی است که به عقد اصلی خلل وارد نمی آورد. و نقش علم و جهل مشروط له نیز در صورت ثبوت خیار یا عدم آن مؤثر است و در هر حال نمی تواند در ماهیت شرط باطل مؤثر واقع گردد. بعبارت دیگر جهل به فساد یک شرط موجب برای عدم بطلان آن نیست و طریق اولی هنگامی که شرط محلل عقد نیز باشد عدم آگاهی در چنین وضعیتی موجب صحت عقد نخواهد شد زیرا شرائط و ارکان اساسی صحت یک عقد لازمۀ تحقق آن است و هر کدام از این شرایط در مرحله ایجاد عقد به منزلۀ عدم تحقق آن است.

 

۳- تأثیر اسقاط شرط باطل نسبت به عقد

 

از آنجا که شرط باطل به ارکان اساسی عقد خللی وارد نمی سازد، در جواز اسقاط آن هیچ تردیدی نباید داشت و مشروط له می‌تواند، مانند هر صاحب حق دیگر، از امتیازی که به سود او ایجاد شده است بگذرد. در جایی که با مانع خاصی روبرو نشود (مانند شرط نتیجه که قابل اسقاط نیست) باعث حذف شرط از عقد می شود، گویی که عقد بدون شرط بوده است ماده ۲۲۲ ق.م. در این باره می‌گوید: «طرف معامله که شرط به نفع او شد می‌تواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند. در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید نشده باشد. لیکن شرط قابل اسقاط نیست.[۱۲۲] مشروط له با صرف نظر نمودن از آن از امر فاسدی می گذرد که اساساً لازم الوفاء نبوده و تنها ممکن است با اثبات جهل خود به بطلان چنین شرطی، اختیار فسخ عقد اصلی را به دست آورد.

 

‌بنابرین‏ زدودن منبع تعهد از شرط فاسد، فضای آن را سالم تر و تداوم آن را پایدارتر می‌کند. با سقوط شرط باطل، دیگر از بابت حذف آن از عقد خیار فسخ به وجود نمی آید. به ویژه که این اقدام به منزلۀ اسقاط حق فسخ نیز هست و اگر زیانی به بار آورد منسوب به منتفع از شرط است. اما آیا این شرط نیز قابل اسقاط است؟ شرط مبطل قابل اسقاط نیست تا بتوان به امتیاز آن عقد را صحیح پنداشت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:27:00 ب.ظ ]




 

۲: سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران، ‌تنها نهاد رسمی تشویق سرمایه گذاریهای خارجی در کشور و رسیدگی به کلیه امور مربوط به سرمایه گذاریهای خارجی می‌باشد.

 

۳: اصل سرمایه خارجی و منافع آن یا آنچه از اصل سرمایه در کشور باقی مانده باشد، با دادن پیش آگهی سه ماهه به هیات سرمایه گذاری خارجی بعد از انجام کلیه تعهدات و پرداخت‌ها کسورات قانونی و تصویب هیئت و تأیید وزیر امور اقتصادی و دارایی قابل انتقال به خارج خواهد بود. [۱۲]

 

۷-۱-۱ معاهدات سرمایه گذاری میان دولت‌ها

 

سرمایه گذاران خارجی جهت کسب تضمین های بیشتر در بسیاری از موارد در چارچوب معاهدات سرمایه گذاری منعقد میان دولت ها عمل می‌کنند و از حمایت‌های مقرر در این معاهدات بهره مند می‌شوند. هدف این معاهدات تشویق سرمایه گذاری و تعیین رفتار کشور میزبان ‌در مورد سرمایه گذاری است. اگر کشور میزبان این معاهده را نقض کند در مقابل دولت متبوع سرمایه گذار خارجی، مسئول بوده و باید خطر مجازات‌های بین‌المللی را پذیرا باشد. در تعدادی از معاهدات دو جانبه مربوط به روابط اقتصادی ایران و سایر کشور ها، اموال اتباع و شرکت های هر یک از طرفین متعهد از جمله منافع اموال آن ها از حداکثر حمایت و امنیت که در هیچ مورد کمتر از مقررات حقوق بین الملل نباشد، برخوردار است. این اموال جز به منظور مصالح عمومی آن هم به شکلی که غرامت عادلانه آن ها در اسرع وقت پرداخت شود گرفته نخواهد شد. غرامت مذبور باید به وجه مؤثری قابل تحقق بوده و به نحو کامل معادل مالی باشد که تملک شده است. [۱۳]

 

۸-۱-۱ سازو کارهای موجود برای حمایت از سرمایه گذاری

 

۱-۸-۱-۱ سازش و داوری مرکز بین‌المللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری

 

به منظور حمایت از سرمایه گذاران خارجی در برابر رویه های حقوقی داخلی، تلاشهایی در زمینه تدوین مقررات بین‌المللی در خصوص حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری صورت گرفته است که حاصل آن کنوانسیونی بود که در سال ۱۹۶۵ در زمینه حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری میان دولت‌ها و اتباع سایر دولت‌ها در واشنگتن منعقد شد. این کنواسیون از ۲۳ اکتبر ۱۹۷۸ لازم الاجرا گردید.

 

این کنواسیون که زیر نظر بانک جهانی اداره می شود نظامی را برای سازش و داوری میان طرفین اختلاف در قراردادهای سرمایه گذاری طراحی ‌کرده‌است که هدف آن حمایت از سرمایه گذاری در مقابل خطر سلب مالکیت است. سرمایه گذاران و کشور میزبان عضو این کنوانسیون می‌توانند اختلافات خود را طبق شرایط زیر به مرکز بین‌المللی حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری که طبق کنواسیون فوق تشکیل شده است ارجاع دهند.[۱۴] اختلاف باید به سرمایه گذاری مربوط باشد هم کشوری که در آن سرمایه گذاری می شود و هم دولتی که سرمایه گذار تبعه آن است، باید طرف کنواسیون مورد بحث باشند. سرمایه گذار و همین طور میزبان باید صلاحیت این مرکز را پذیرفته باشند. البته این مرکز خود به حل و فصل اختلاف نمی پردازد و تنها چار چارچوب حقوقی لازم برای چنین حل و فصلی را ارائه می‌کند که می‌تواند در قالب سازش یا داوری باشد.

 

۲-۸-۱-۱ تضمین سرمایه گذاری

 

برای تضمین جریان سرمایه گذاری خصوصاًً در کشور های در حال توسعه در مقابل اقدامات سلب مالکیت از یک سو، تأمین منافع سرمایه گذاری و از سوی دیگر بانک جهانی ابتکاری را در قالب آژانس چند جانبه تضمین سرمایه گذاری[۱۵] به اجرا گذاشته است. این مؤسسه‌ قانونا طبق کنواسیون در ۱۹۸۵ تشکیل شد و فعالیت خود را از ۱۹۸۸ آغاز کرد.[۱۶]

 

کنواسیون مؤسس آژانس، چهار نوع خطر غیر تجاری را بیمه می‌کنند:[۱۷]

 

انتقال ارز، سلب مالکیت و اقدامات مشابه، نقض قرارداد، جنگ و ناآرامی های داخلی در صورت تقاضای کشور میزبان و سرمایه گذار هیئت مدیره آژانس می‌توانند سایر خطرهای غیر تجاری را تحت پوشش قرار دهند. برای استفاده از این پوشش بیمه لازم است قراردادهایی میان آژانس و سرمایه گذار منعقد گردد. در قرارداد تضمین تعریفی از استفاده کننده ضمانت نامه، پروژه سرمایه گذاری، ماهیت سرمایه گذاری، خطرهای تحت پوشش شرایط ضمانت نامه و سایر توافقات مشخص می شود. میزان حق بیمه بستگی به پوشش مورد تقاضا دارد.

 

۲-۱ مفهوم و انواع ریسک در سرمایه گذاری

 

ریسک در عرصه های مختلف اقتصادی و مالی به معنای ایجاد شرایطی در اقتصاد یک کشور است که موجب زیان دهی شرکت های خارجی یا سرمایه گذاران خارجی در کشور میزبان شود یا اینکه سبب شود آن ها بازدهی مورد انتظار را به دست نیاورند. از انواع ریسک در علم اقتصاد می توان به ریسک اقتصادی، ریسک سیاسی، ریسک حقوقی، ریسک تورمی، ریسک سیالیت پولی، ریسک اعتباری، ریسک مالی، ریسک سیستمیک یا ریسک بازاری اشاره کرد که سه نوع اول بیشتر به بحث ما یعنی امر سرمایه گذاری مربوط می شود که در باره هریک توضیحاتی خواهیم داد.

 

۱-۲-۱ ریسک اقتصادی

 

۱-۱-۲-۱ مفهوم ریسک اقتصادی

 

ریسک اقتصادی یکی از انواع ریسک هایی است که اقتصاد هر کشوری را تهدید می‌کند. تمامی انواع ریسک ها از جهت تأثیرگذاری روی میزان جذب سرمایه های خارجی اهمیت دارند. سرمایه گذاران خارجی هنگامی که برای سرمایه گذاری وارد کشور دیگری می‌شوند در محاسبه هزینه های خود فاکتوری به عنوان ضریب ریسک در نظر می گیرند. این ضریب برای کشورهای مختلف و شرکت های مختلف متفاوت است. اگر ریسک اقتصادی در یک منطقه بالاتر از استاندارد آن شرکت باشد شرکت های سرمایه گذار در ازای دریافت مزایای بیشتر حاضر به فعالیت خواهند بود. اما در صورتی که ریسک اقتصادی کشوری بیشتر از سطح مشخصی باشد حتی در صورت دریافت مزایای بیشتر هم حاضر به حضور در بستر اقتصاد آن کشور نخواهند بود. زیرا زیان ناشی از اجرای پروژه و سرمایه گذاری در کشور بیشتر از مزایایی است که دریافت می‌کنند.یا اینکه با سرمایه گذاری همان مبلغ و نیروی انسانی در یک منطقه دیگر می‌توانند سود بیشتر و مزایای بالاتری به دست آورند.[۱۸] هنگامی ورود یک شرکت یا فرد خارجی برای سرمایه گذاری در ابتدا به میزان ریسک اقتصادی آن کشور توجه می‌کند. البته همیشه سرمایه گذاری در کشور دیگر درصدی ریسک دارد ولی این درصد کم در محاسبه هزینه های سرمایه گذاری در یک کشور دیگر لحاظ می شود. اگر ریسک اقتصای حضور در یک کشور دیگر زیاد باشد ‌در مورد سرمایه گذاری در آن کشور باید مطالعات بیشتری انجام شود. ‌بنابرین‏ برخی از پژوهشگران تعریف ریسک اقتصادی را این طور عنوان می‌کند: ریسک اقتصادی خطر تغییر ساختار اقتصادی یک کشور یا نوسان مداوم نرخ برابری ارز و قوانین اقتصادی آن سرزمین است به اندازه ای که نرخ بازگشت سرمایه های خارجی را در آن کشور کمتر کند.

 

 

 

۲-۱-۲-۱ عوامل پیدایش ریسک اقتصادی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:40:00 ب.ظ ]




 

با آغاز نبوت حضرت محمد (ص) وشروع اسلام ایشان به شدت فرزند کشی را نهی کردند و آن­را از گناهان بزرگ می­دانستند و در برابر همه دختر بزرگوار خودشان بی بی فاطمه زهرا(س) رامی­بوسیدند و احترام زیادی برای ایشان قائل می­شدند.

 

۱-۲-۳- دوران قبل از انقلاب

 

اما تاریخچه قتل عمد نشان می­دهد که از حدود قرن ۱۳ به بعد در بیشتر کشورهای جهان مجازات اعدام برای قتل عمد پیش ­بینی شده است. در ایران نیز پس از تصویب قانون مجازات عمومی در سال ۱۳۰۴ ماده ۱۰۷ این قانون مقرر می­داشت که: «مجازات مرتکب قتل عمدی» اعدام است مگر مواردی که قانوناً استثناء شده باشد. مطابق ماده ۱۹۲ قانون مذکور، کسان مقتول تنها از تخفیف مجازات برخوردار بودند. و چون در قبل از انقلاب به لحاظ عدم اجرای مجازات قصاص بحث شرط انتفاء ابوت در قانون مجازات عمومی منتفی بوده وجایگاهی در این قانون نداشته است وپدری اگر فرزند خودرا به قتل می‌رساند همانند بقیه قاتلین دیگر مجازات می شد.

 

۱-۲-۴ – دوران بعد از انقلاب

 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وبراساس قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی ایران کلیه قوانین ازجمله قوانین جزایی که ‌بر اساس فقه اسلامی وفقه جزایی اسلام مدون وپس از تصویب جایگزین قوانین قبلی شدند، قانون حدود وقصاص ومقررات آن وقانون دیات وقانون تعزیرات ونیز قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۶۱ و۱۳۶۲ برای مدت پنج سال به صورت آزمایشی مورد تصویب قرار گرفتند.

 

بعد از پایان مهلت مقرره لایحه مزبوردرجلسه ۸/۵/۱۳۷۰ مورد تصویب کمیسیون امورقضایی وحقوقی مجلس شورای اسلامی قرار گرفت وبا پنج سال مدت آزمایشی آن موافقت گردید از آنجا که ماده ۵ این لایحه مورد اختلاف مجلس شورای اسلامی وشورای نگهبان بود، ‌لذا در جلسه روز پنج شنبه ۷/۹/۱۳۷۰ مجمع تشخیص مصلحت نظام ماده فوق الذکر عینا به تصویب رسیدوبه صورت قانون مجازات اسلامی ابلاغ گردید (روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، چهارشنبه ۱۱/۵/۱۳۷۰، سال چهل وهفتم، شماره ۱۳۶۴)

 

۱-۳- مبانی جرم فرزند کشی

 

ماده۲۰۵ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته:«قتل عمد برابر مواد این فصل موجب قصاص است.»
هم­چنین ماده۲۵۷مقرر داشته: «قتل عمد موجب قصاص است…»‌بنابرین‏ به طور کلی بر اساس مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، مجازات اصلی جرم قتل عمد«قصاص» است منتهی ‌بر اساس همان مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، در برخی از مواقع، علی رغم این که قتل ارتکابی عمدی است مجازات قصاص ثابت نمی گردد. در واقع بر حکم کلی قصاص قتل عمدی استثنائاتی وارد می شود یا استثنائی خیلی بزرگ که در راه ثبوت قصاص وجود دارد «رابطه ی ابوت»بین قاتل و مقتول است. یعنی اگر پدری فرزند خود را بکشد به رقم احراز عمدی بودن جنایت مجازات پدر قصاص نخواهد بود بلکه در اینجا مجازات اصلی مشتمل بر پرداخت دیه و تعزیر است. این حکم ‌بر اساس روایات اسلامی در ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی منصوص گردیده است.البته این تنها موردی نیست که با احراز عمدی بودن جنایت نمی توان حکم به قصاص قاتل داد بلکه در موارد دیگر مانند برخی از صور عدم تساوی دین قاتل و مقتول هم به رغم عمدی بودن جنایت، مجازات قصاص ثابت نمی گردد.برای مثال چنانچه کافری عمدا یک مسلمان را به قتل برساند مجازات قصاص به لحاظ کافر بودن قاتل ثابت نمی­گردد ولی آنچه در این تحقیق مورد بحث قرار می‌گیرد همان «رابطه ی ابوت»است که در ذیل به سه قسمت تقسیم شده اند که عبارتند از:

 

۱) حرمت خون انسان ۲) کرامت انسان ۳)اعتقادات دینی واسلامی.

 

۱-۳-۱- حرمت خون انسان

 

اصل اولی درباره انسان های دیگر احترام به خون آن ها و حفظ حیات همگان است و حیاتی که انسان مانند هر موجود زنده دیگری دارد حق اوست و دیگران باید این حق را محترم بشمارند و حفظ کنند. به همین جهت در ماده دو اعلامیه اسلامی حقوق بشر آمده است: زندگی موهبتی است الهی و حقی است که برای هر انسان تضمین شده است و بر همه افراد و جوامع و حکومت ها واجب است که از این حق حمایت و در مقابل هر تجاوزی علیه آن ایستادگی کنند و کشتن هیچ کس بدون مجوز شرعی جایز نیست. در ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است که هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت دارد. قرآن کریم احیای یک انسان را حیات همه و مرگ و قتل یک انسان را کشتن همه می‌داند و می فرماید: « من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» (مائده، ۴۵۱) (هر کس انسان را بدون ارتکاب قتل و بدون فساد در روی زمین به قتل برساند گویی همه انسان ها را کشته است و کسی که انسانی را از مرگ نجات دهد گویا همه انسان ها را از مرگ نجات داده است).

 

 

بر اساس این آیه اهمیت حیات و مرگ یک انسان از نظر قرآن کاملا آشکار می شود، که حیات یک انسان همانند حیات همه انسان ها و مرگ یک انسان هم مرگ همه انسان هاست.به عنوان نمونه به تعدادی از آیات قرآن که درآن به قصاص نفس تأکید زیادی شده است اشاره می‌کنیم :

 

مائده، آیه ۳۲

 

« مِن أجلِ کَتَبنا علی بنی اسرائیل أَنَّه مَن قَتَل نَفساً بغیرِ نفٍس اَو فَسادٍ فی الارضِ فکمأنَّا قَتَل النّاسَ جمیعاً وَ مَن اَحیاها فَکَاَنَّما اَحیا النّاسَ جمیعاً»

 

« برای این بر بنی اسرائیل نوشتیم که هرکسی دیگری را بکشد – نه در برابر قتل کسی یا تبهکاری در زمین – مانند آن است که همه مردم را بکشد و آن کسی که او را زنده کند، گویا همه مردم را زنده ساخته است.»

 

از دیدگاه آیه شریفه، کشتن نابحق فرزند از سوی پدر و مادر، گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین بوده و در نزد خداوند به منزله کشتن همه مردم است. از دیدگاه الهی مقتول اگر چه فرزند قاتل است، لکن از حق حیاتی مساوی با پدر یا مادر خود برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلکه حرمت انسان‌ها را هتک نموده و به عبارتی امنیت جانی را از همگان سلب ‌کرده‌است.

 

بدیهی است پدر یا مادر با کشتن فرزند خود غضب و عذاب بزرگی را به سوی خود جلب می‌کنند و ‌بر اساس آیه شریفه فوق کشتن همه انسان‌ها و فرزند هر دو به طور یکسان عامل غضب و عذاب بزرگ الهی هستند؛ اگر چه از نظر کیفیت فرق می‌کنند.

 

‌بنابرین‏ ‌بر اساس آیه شریفه فوق کشتن نابحق فرزند نه تنها گناهی بزرگ، ممنوع و حرام است بلکه مستوجب کیفر و مجازاتی بسیار سنگین می‌باشد.

 

بقره ، آیه ۱۷۸

 

« یا ایها الذین امنو کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد والانثی بالانثی فمن عفی له من اخیه شی فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمه فمن اعتدی بعد ذالک فله عذاب الیم. »

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:11:00 ب.ظ ]




 

– گودرزی(١٣٩٠) در مطالعه خود، اثر بخشی تعاملی هوش معنوی و آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روانی دانشجویان را مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان داد که هوش معنوی وآموزش مهارت های زندگی، هر یک به طور جداگانه منجر به بهبود سلامت روانی و مؤلفه های آن در دانشجویان گروه آزمایش شده، اما در تعامل با هم اثر هوش معنوی با به کارگیری انطباقی اطلاعات معنوی فرآیندهای را به جریان می اندازد که توانایی افراد را برای خلق وسایل یا راهکارهایی بی همتا برای حل مسئله، استدلال انتزاعی و مقابله با مشکلات زندگی روزانه، افزایش داده و از سوی دیگر آموزش مهارت های زندگی نیز با ایجاد شرایط مناسب(آموزش و تمرین کافی)، فرصت های لازم را به افراد برای یادگیری مهارت های ضروری جهت

 

    1. ۱٫ King۲ .Critical Existential Thinking(CET)۳٫ Personal meaning Production

      ۴ .Trascendental awareness

       

      ۵٫ Conscious Starte expansion

       

      ۶٫Koenig

       

      ۷٫ Larson ↑

 

    1. ۸٫Matheis ↑

 

 

    1. ۹٫Wink ↑

 

    1. ۱۰٫ Dillon ↑

 

    1. ۱٫ Garo۲٫Lavoie.۳٫ Devries

      ۴٫ Wellman

       

      ۵٫Furnham

       

      ۶٫ Wytykowska & Petrides

       

      ۷٫Scriven & Paul

       

      ۸٫ Mcsherry & Draper

       

      ۹٫Kendrink ↑

 

    1. ۱٫ Elikins & Cavandis ↑

 

    1. ۱٫ Vaughan ↑

 

    1. ۱٫Emmons ↑

 

    1. ۲٫ Amram ↑

 

    1. ۳٫ Wigglworth ↑

 

    1. ۱٫ Piajet ↑

 

    1. ۲٫ Gardner ↑

 

    1. ۳٫Sternberg ↑

 

    1. ۴٫IQ ↑

 

    1. ۵٫Spirman ↑

 

    1. ۶٫Thorndike ↑

 

    1. ۱٫ Anandarajah ↑

 

    1. ۲٫Hight ↑

 

    1. ۳٫Kennedy ↑

 

    1. ۴٫VanNess ↑

 

    1. ۵٫Kasl ↑

 

    1. ۶٫Daaleman ↑

 

    1. ۷٫Smith ↑

 

    1. ۱٫ Pysical Intelligence ↑

 

    1. ۲٫ Emotional Self- Awareness ↑

 

    1. ۳٫ Empathy ↑

 

    1. ۱٫ DeCicco ↑

 

    1. ۲٫ Nasel ↑

 

    1. ۱٫ Tangney ↑

 

    1. ۱٫ Noble ↑

 

    1. ۱٫ Conscious Pursuits , Inc. ↑

 

    1. ۱٫ Lynton ↑

 

    1. ۱٫ McMahon ↑

 

    1. ۲٫ Amram & Dryer ↑

 

    1. ۳٫ Sisk, D.& Torrance ↑

 

    1. ۱٫ Physical qoutiont(PQ) ↑

 

    1. ۱٫ Bar – On ↑

 

    1. ۲٫ Thomas ↑

 

    1. ۳٫ Hafer ↑

 

    1. ۱٫ Tiwari ↑

 

    1. ۲٫ Nichols ↑

 

    1. ۳٫Brunner ↑

 

    1. ۴٫Ennis ↑

 

    1. ۵٫Facion ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




 

الف: نقش والدین در مسئولیت پذیری نوجوانان

 

جامعه شناسان بر این باورند که سپردن مسئولیت به نوجوانان و شرکت دادن آن ها در تعاملات اجتماعی برای رشد انسانی آن ها و ورودشان به دوره ی جوانی و بزرگسالی ضرورتی است. کارکردن نیاز هر انسان سالم است و بهترین درمان برای خیال پردازی های دوره ی نوجوانی ست. نوجوانی که به دنیای کار وارد می شود، فشارهای ناشی از هیجانات نوجوانی را بهتر تحمل می‌کند و رشد اجتماعی، فکری و عاطفی اش سرعت می‌گیرد. مهمتر این که مسئولیت پذیری فرصتی ست برای نوجوان فراهم می‌سازد تا ایده های خود را در جریان کار به مرحله آزمایش بگذارد. این ها به نوجوان کمک می‌کند تا راه رشد خود را به تدریج گسترش دهد و طرح مناسبی برای ایفای نقش های شغلی و اجتماعی و در کل برنامه زندگی اش تعیین کند. محققین معتقدند اگر همه افراد به مسئولیت های خود عمل کنند و خود را متعهد به انجام آن بدانند جامعه پیشرفت بیشتری خواهد داشت و از بسیاری جرم و جنایت ها کاسته خواهد شد. در این میان خانواده به عنوان اولین نهادی که فرد از بدو تولد بسیاری از ابعاد شخصیتی خود را از آن می‌گیرد، نقش مهمی در ایجاد مسئولیت پذیری افراد دارد. در یک سال اول تولد، نوزاد بی قید و شرط نیازمند مراقبت و خدمات پدر و مادر است، اما از یک سالگی به بعد بایستی کم کم برخی کارها را به خود کودک واگذار کرد(صاحبی،۱۳۹۰b).

 

کودکان در شش سال اول زندگی به قدری هوشیار و حساس هستند که هر حرف و عملی را از سوی افراد به خاطر می سپارد و در زندگی آینده شان به کار خواهند برد. کودک به دلایلی مانند غذا، پوشاک و غیره به والدین خود وابستگی زیادی دارد، ‌بنابرین‏ آن ها را الگوی کارهای خود قرار می‌دهد و از آن ها تقلید می‌کند. به همین خاطر است که بسیاری از عادتها، گفتار و کردار را تکرار می‌کند. برای ایجاد مسئولیت پذیری در کودک و نوجوان بایستی وظیفه ای به آنان واگذار کرد. این تجربه به آن ها کمک می‌کند متوجه اشتباه های خود شوند. باید خاطرنشان کرد بیشترین میزان اعتماد به نفس در نوجوانان و جوانانی دیده می شود که والدین آن ها توجه و علاقه مندی بیشتری به عقاید و فعالیت های فرزندانشان نشان داده و آن ها را تشویق کرده تا رفتاری استقلال طلبانه داشته باشند و در امور زندگی خانوادگی فعالانه شرکت کنند. فردیت یکی از اصول سازمان دهنده ی رشد انسان و شامل کوشش مستمر شخص برای شناخت خود و هویت خود در ارتباط با سایر افراد است. برای آن که بچه ها بتوانند از دوره ی کودکی به دوره ی بزرگسالی برسد، نیاز دارند مسئولیت ها و وظیفه هایی را بر عهده بگیرند تا از خودمختاری و استقلال در جامعه برخوردار شوند. نوجوان و جوانی که استقلال ندارد نمی تواند رابطه رضایت بخشی را با همسالان خود ایجاد کند و از پس وظایف خود برآید. روانشناسان بر این باورند که اگر والدین به فرزندشان مسئولیتی واگذار می‌کنند باید متناسب با سن، توانایی و استعداد او باشد، چون اگر وظیفه ای که به فرزندان محول می شود درحد توانایی او نباشد، از عهده ی آن کار به خوبی برنیامده و از آن گریزان خواهد شد. از سوی دیگر مسئولیتی که به فرزند داده می شود نباید جنبه زور و اجبار داشته باشد چرا که می‌تواند به او صدمه ی روحی و جسمی وارد کند(موسوی، نظیری و محمدی،۱۳۹۱).

 

نوع مسئولیتی که به کودک داده می شود باید زود به نتیجه برسد چون در مراحل اولیه ی سپردن مسئولیت به کودک یا نوجوان باید وظایفی از سوی خانواده به آنان محول شود تا شخص از آن لذت ببرد و برای او خسته کننده نشود، از سوی دیگر چنانچه مسئولیت های واگذار شده به نوجوان تمام وقت او را پر کند و فرصتی برای کارهای دیگر نداشته باشد خیلی زود از آن دلسرد و دل زده خواهد شد. جامعه شناسان معتقدند یکی از راه های مهم ایجاد مسئولیت پذیری در نوجوان و جوان درونی کردن آن در ذهن فرد است. شخص اگر انجام وظیفه را جزئی از خود بداند، بدون این که کسی را ناظر بر اعمال خود بداند آن را انجام می‌دهد، نه از روی ترس والدین، معلم و دیگران بلکه با تمایل و خواست خود تصمیم می‌گیرد و برنامه ریزی و اجرا می کند. باید خاطرنشان کرد مدرسه یکی از عوامل مهم ایجاد احساس مسئولیت در کودکان است. یکی دیگر از راه های ایجاد مسئولیت پذیری در افراد عدم دخالت های بیش از حد والدین در کارهای فرزندان است. برخی والدین در وظایف فرزندان به آن ها کمک می‌کنند تا کارها سریع تر و بهتر انجام شود. اما نباید فراموش کرد با این صرفه جویی در وقت، فرزندان غفلت کردن و مسئولیت نپذیرفتن را می آموزند و برای کاری که انجام نداده اند امتیاز می گیرند(سالکوفسکی[۸۳]،۲۰۰۰).

 

عدم آموزش مسئولیت پذیری در زمینه‌های زیادی از زندگی فردی نوجوانان مؤثر می‌باشد که از آن جمله می توان به انجام وظایف تحصیلی و اجرای تکالیف و در نتیجه موفقیت تحصیلی اشاره نمود، همچنین از دیگر نماد های بارز عدم مسئولیت پذیری در دوران نوجوانی، تأثیر آن در دوران های بعدی زندگی از جمله ازدواج می‌باشد، از نمونه های آشکار آن عدم احساس مسئولیت پذیری در زندگی زناشویی آن ها خواهد بود؛ به دلیل این که زندگی زناشویی بر پایه ی مشارکت استوار است، چنان ­چه یکی از طرفین از مسئولیت خود شانه خالی کند اختلاف های عمیقی در خانواده به وجود خواهد آمد. پس برای تربیت و پرورش افرادی مستقل و خودمختار، خانواده و مدرسه نقشی اساسی ایفا می‌کنند که توجه به آن از ضروریات به شمار می‌آید(محمدی،۱۳۸۶).

 

ب: مسئولیت پذیری در دانش آموزان:

 

دانش آموزان در قبال رفتارشان هر چه بیشتر احساس مسئولیت کنند، نیاز کمتری به اعمال مدیریت از سوی معلم خواهند داشت. به همین جهت باید بیش از پیش در جهت مسئولیت پذیر کردن دانش آموزان بکوشیم. اغلب ما مسئولیت را به آن دسته از دانش آموزان می‌دهیم که قبلا در این راستا خود را نشان داده‌اند.

 

واگذاری مسئولیت می‌تواند به اشکال متعددی صورت گیرد. معلم می‌تواند به دانش آموزانی که ‌در مورد انجام وظایف داخل کلاسی مشکل دارند، مسئولیت توزیع کتب درسی، کمک در جمع‌ آوری تکالیف، پاک کردن تخته، آوردن گچ و… را واگذار نماید. امور محوله باید از مسئولیت های کوچک و کم اهمیت شروع شود و پس ازآن که دانش آموز از خود قابلیت ایفای مسئولیت را نشان داد مسئولیت های مهم تری به او واگذار گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:14:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۳-۲- ابعاد کمال گرایی

 

کمال گرایی لزوماً به عنوان یک فاکتور منفی شناخته نشده است، بلکه به عنوان فاکتوری که می‌تواند عملکرد مثبت و مفیدی نیز داشته باشد،مطرح است.هماچک[۹۱](۱۹۷۸) اولین فردی بود که بین انواع کمال گرایی تمایز قائل شد.او معتقد بود دو نوع کمال گرایی وجود دارد: ۱-کمال گرایی سازگارانه یا بهنجار ۲-کمال گرایی ناسازگارانه یا نابهنجار.

 

۲-۲-۳-۲-۱-کمال گرایی سازگارانه (بهنجار) و ناسازگارانه (نابهنجار)

 

انس و همکاران(۲۰۰۲) کمال گرایی سازگارانه را مجموعه ای از اهداف والا و استانداردهای شخصی و تلاش برای موفقیت تعریف می‌کنند و معتقدند فرد کمال گرای بهنجار محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد.

 

پارکر و میلز[۹۲](۱۹۹۶) نیز کمال گراهای سازگار را به عنوان افرادی با استانداردهای والا،علاقه مند به موفقیت، وظیفه شناسی یا سطوح بالای مسئولیت توصیف ‌کرده‌است.

 

در کمال گرایی سازگارانه یا بهنجار، اشخاص از کارهای سخت و طاقت فرسا لذت می‌برند و زمانی که احساس می‌کنند در انجام کارها آزادند، می کوشند تا به بهترین صورت عمل کنند.موفقیت در انجام کارها گونه ای احساس خشنودی و رضایت به همراه می آورد (میسیلدین[۹۳]،۱۹۶۳؛به نقل از مهرابی زاده هنرمند و وردی،۱۳۸۲).

 

کمال گرایی مثبت بیشتر انطباقی در نظر گرفته می شود زیرا کوشش مثبت و فعالانه برای دستیابی به اهداف را تشویق می‌کند و افراد در این نوع کمال گرایی می‌توانند کمال گرایی شان را تنظیم کنند.کمال گرایی بهنجار به همین دلیل با پیشرفت بالا و عاطفه مثبت رابطه دارد (فلت و هویت،۲۰۰۲؛به نقل از رم[۹۴]،۲۰۰۵).

 

فراست و همکاران(۱۹۹۳) و دانکلی(۲۰۰۰) اشاره می‌کنند که تمایز بین تلاش برای استانداردهای والا و ارزیابی انتقادانه، تمایز اصلی بین کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه است.

 

این نوع کمال گرایی زمانی رخ می‌دهد که افراد برای معیارهای بسیار افراطی و غیر واقع گرایانه تلاش می‌کنند و عملکردشان را بسیار مورد نقادی و ارزیابی قرار می‌دهند.این افراد با ترس از شکست برانگیخته می‌شوند و زمانی که کوچک‌ترین اشتباهی رخ می‌دهد،نمی توانند احساس رضایت کنند.آنان همچنین عدم اطمینان و اضطراب در خصوص شایستگی شان تجربه می‌کنند و این برخلاف کمال گرایان بهنجار است که می‌توانند اندکی اشتباه در کارشان را پذیرفته و آن را همچنان موفقیت به حساب آورند(هماچک،۱۹۷۸).

 

از نظر فراست و همکاران(۱۹۹۳)،کمال گرایی ناسازگارانه را دارای چهار مؤلفه است:

 

    1. نگرانی ‌در مورد اشتباهات (گرایش به نگاه منفی ‌در مورد اشتباهات و تفسیر آن ها به عنوان شکست)؛

 

    1. شک و تردید ‌در مورد اقدامات (تا حدی که افراد ‌در مورد توانایی ها و کیفیت عملکردشان شک و تردید دارند)؛

 

    1. انتظارات والدین (باور به اینکه والدین فرد اهداف بسیار بالایی برای فرد تنظیم می‌کنند)؛

 

  1. انتقاد والدین (این دیدگاه که والدین فرد بسیار نقاد هستند)(موزر[۹۵] و همکاران،۲۰۱۲).

۲-۲-۳-۲-۲-کمال گرایی فعال و منفعل

 

ادکینز و پارکر[۹۶] (۱۹۹۶) بین کمال گرایی فعال و منفعل تمیز قائل شدند و عنوان کردند کمال گرایی منفعل در افسردگی نقش دارد، اما کمال گرایی فعال با افسردگی رابطه ای ندارد و با آسیب پذیری، تا حدی همبستگی منفی نشان می‌دهد.از نظر این محققان، کمال گرایی منفعل بیشتر نشانگر افرادی است که به طور افراطی از اشتباه کردن می ترسند، کسانی که اغلب تصمیم های خود را پیش‌بینی می‌کنند و غالبا در انجام کارها اهمال کاری می‌کنند و در مجموع کمال گرایی، برایشان مانع عمل است. در مقایسه، کمال گرایی فعال، مشخصه افرادی است که به نظر نمی رسد مستعد و پذیرای افکار مربوط به خودکشی باشند و افرادی هستند که تلاش های کمال گرایانه نه تنها برایشان فلج کننده نیست بلکه انگیزه بخش نیز هست (به نقل از خسروی و علیزاده صحرایی،۱۳۸۸).

 

۲-۲-۳-۲-۳- کمال گرایی سالم و ناسالم

 

استامف و پارکر[۹۷] (۲۰۰۰) تحلیل ساختاری سلسله مراتبی از کمال گرایی و رابطه آن با سایر ویژگی های شخصیتی انجام دادند. نتایج نشان داد که کمال گرایی می‌تواند به خوبی به عنوان دو بعد مستقل شناخته شود که الگوهای متفاوتی از همبستگی را با سایر متغیر های شخصیتی نشان می‌دهند.

 

در حالی که ابعاد ناسالم کمال گرایی با کمبود عزت نفس، روان رنجوری و آسیب شناسی های کلی مرتبط بود، بعد سالم و کارآمد کمال گرایی با بردباری، نظم و وجدان در ارتباط بود. بر مبنای این نتایج استامف و پارکر نتیجه گرفتند که تمایلات کمال گرایانه سالم – ناسالم دو قطب مقابل یک پیوستار نیستند بلکه بیشتر دو بعد مختلف و متعامد[۹۸] هستند و هر کدام ممکن است دو قطب داشته باشد که عبارتند از کمال گرایی سالم بالا در مقابل پایین و کمال گرایی ناسالم بالا در مقابل پایین.

 

۲-۲-۳-۲-۴- ابعاد سه گانه کمال گرایی

 

هویت و فلت(۱۹۹۱)کمال گرایی را به عنوان سازه ای چند بعدی در نظر گرفته اند که شامل ابعاد کمال گرایی خویشتن مدار[۹۹](وضع استانداردهای بالا و غیرواقع بینانه برای خود)،کمال گرایی جامعه مدار[۱۰۰](باور فرد مبنی بر اینکه دیگران از فرد،انتظار کامل بودن دارند و او باید انتظارات آنان را برآورده سازد) و کمال گرایی دیگر مدار[۱۰۱](داشتن استانداردهای بالا و غیرواقع بینانه ‌در مورد دیگران) است.

 

کمال گرایی خویشتن مدار:

 

یک مؤلفه‌ انگیزشی است که شامل کوشش های فرد برای دست یابی به خویشتن کامل می‌باشد. در این بعد، افراد دارای انگیزه قوی برای کمال، معیارهای بالای غیر واقعی، کوشش اجباری و دارای تفکر همه یا هیچ در رابطه با نتایج به شکل موفقیت های تام و یا شکست های تام می‌باشند. این افراد دارای حد بسیار بالای خود تحمیلی بوده و به افراط موشکاف و انتقادگر هستند به گونه ای که می‌توانند عیب ها و اشتباهات خود را در جنبه‌های مختلف زندگی بپذیرند.

 

کمال گرایی جامعه مدار:

 

این بعد از ابعاد میان فردی دیگران ساخته شده است. عقیده ای است که دیگران انتظارات اغراق آمیز و غیر واقعی را بر شخص اعمال می‌کنند که هرچند برآوردن آن ها دشوار است ولی شخص باید ‌به این استانداردها دست یابد تا مورد تأیید و پذیرش دیگران قرار گیرد. چون این معیارهای افراطی از طرف دیگران به عنوان معیارهای تحمیل شده بیرونی تجربه می‌شوند، این احساس در فرد به وجود می‌آید که کنترل نشدنی است و به احساس شکست، اضطراب، خشم درماندگی و نا امیدی می انجامند و به تفکرات خود کشی و افسردگی مربوط می‌شوند.

 

کمال گرایی دیگر مدار:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:43:00 ب.ظ ]




 

د) اصول عدالت ترمیمی در رابطه با نظام عدالت کیفری

 

نحوه تعامل هر نظریه با نظریات رقیب و نظام موجود، از عمده مسائلی است که تبیین آن ضرورت دارد. در این میان عدالت ترمیمی نیز می بایست ارتباط با خود یا نظام عدالت کیفری سنتی را مشخص نماید. دو اصل زیر نحوه تعامل عدالت ترمیمی و عدالت سنتی کلاسیک را بررسی می‌کند.

 

۱)عدالت ترمیمی به دنبال الغای نهادهای کیفری سابق نیست

 

بی شک از مهمترین خاستگاه های نظریه عدالت ترمیمی، انتقادات وارده بر نظام عدالت کیفری سنتی است. از مسائل مهم و حیاتی که از بدو پیدایش نظریات ترمیمی مورد بحث و مناقشه موافقان و مخالفان بوده است. مسأله تعیین محدوده های ارتباط و تعامل عدالت کیفری با نهادهای عدالت ترمیمی است. همان‌ طور که گفته شد هرچند که برخی از صاحب‌نظران این عرصه ، در پاره ای موارد از الغای سیستم عدالت کیفری سنتی و جایگزینی آن توسط نهادهای عدالت ترمیمی سخن رانده اند، اما با این امر هم با طر اشکالات متعددی از سوی مخالفین مواجه گشته و هم خود طراحان این نظرات به عدم امکان چنین سیستمی واقف شده و از نظرات قبلی خویش عدول کرده‌اند. هوارد زهر در کتاب کوچک عدالت ترمیمی خود عنوان می‌کند که من اغلب تقابلی صریح و شفاف میان ساختار سزادهی از نظام حقوقی، یا عدالت کیفری و رویکرد بیشتر ترمیمی عدالت ترسیم می کردم. با این وجود اخیراًً ‌به این عقیده رسیده ام که اینگونه مطلب بندی مثبت و منفی ممکن است تا حدودی گمراه کننده باشد. اگرچه نقشه هایی که ویژگی‌های مخالف را برجسته می‌کنند برخی از مهمترین عناصر متفاوت این رویکرد را توضیح می‌دهند. اما همچنین برخی از مهمترین مشابهت ها و زمینه‌های همکاری را نیز پنهان کرده ، گمراه کننده است.

 

هواردزهر در ادامه به بررسی رابطه میان دو نظام عدالت ترمیمی و سزادهی پرداخته و با نفی تقابل آن ها ، ویژگی ها و عناصر مشترک این دو را ذکر نموده و به ایجاد تردید و تشکیک در مسأله الغای نظام کیفری سنتی توسط نهادهای عدالت ترمیمی پرداخته و به نقل «برونک» فیلسوف حقوق عنوان می‌کند که در سطوح نظری و فلسفی ، عدالت مبتنی بر سزادهی و عدالت ترمیمی آن گونه که ما اغلب تصور می‌کنیم دو ستون مقابل هم نیستند. بر این اساس عدالت ترمیمی خواستار براندازی اساس نهادهای عدالت کیفری سابق ، نظیر مجازات بزهکار نیست زیرا چنین کاری نه ممکن است و نه مطلوب .[۱۰]

 

۲) کارآمد کردن نظام عدالت کیفری سنتی

 

عدالت کیفری با در پیش گرفتن ایده ها و شعارهایی همچون سرکوبگری، مکافات و اصلاح و درمان و یا دفاع اجتماعی در طی سالیان متمادی نتوانسته در عمل تأثیر قابل توجهی در مقابله با بزهکاری از خود نشان دهد. به همین دلیل گروهی متقاعد شده اند که بایستی ‌در مورد همه این آموزه ها و برنامه ها و ثمربخشی آن ها با دیده تردید بنگریم. غلبه بر این نوع ناامیدیها و شکایت ها ‌در مورد برنامه ها و فعالیت‌های دستگاه عدالت کیفری، یکی از اهداف مهم عدالت ترمیمی تلقی می شود. باورمندا عدالت ترمیمی معتقدند که بزهکار با ابزارها و انگیزه های متعددی دست به حادثه آفرینی می زند و بایستی از ابزارهای جامع تر و گسترده تری برای مقابله با بزهکاری و کاستن اثرات نامطلوب آن و جبران خطاها و اشتباهات استفاده کرد.[۱۱]

 

گفتار دوم : اهداف عدالت ترمیمی

 

«سوزان شارپ» در کتاب خود تحت عنوان عدالت ترمیمی بینشی برای التیام و تغییر اهداف و وظایف عدالت ترمیمی را به ترتیب زیر خلاصه ‌کرده‌است :

 

الف) واگذاری امکان اخذ مهمترین تصمیمات توسط کسانی که از جرم متأثر شده اند.

 

ب) اجرای عدالتی بیشتر التیام بخش و به نحو آرمانی بیشتر دگرگون ساز و متحول کننده

 

ج) کاهش احتمال وقوع جرایم بعدی

 

د) تصمیم صدمات وارده به بزه دیدگان

 

ه) باز گرداندن بزهکاران به زندگی همراه با رعایت قانون و ترمیم صدمات وارده به روابط بین اشخاص و جامعه محلی

 

عدالت ترمیمی در صدد مشارکت دادن همه طرفین جرم و فراهم کردن فرصتهایی برای کسانی است که از جرم متأثر شده اند و نیز مشارکت دادن کسانی که در فرایند پاسخگوئی به صدمه وارده مداخله دارند. اولویت اصلی عدالت ترمیمی این است که بزه دیدگان ، بزهکاران و جامعه محلی متأثر شده از جرم را به عنوان مشارکت کنندگان فعال در فرایند ترمیمی قرار دهد.

 

حصول چنین اهدافی مستلزم آن است که بزه دیدگان در فرایند رسیدگی مشارکت داده شده و نتیجه حاصله برای آن ها رضایت بخش باشد و بزهکاران درک کنند که چگونه اقدامات آن ها دیگران را متأثر نموده و سپس مسئولیت اعمال ارتکابی خود را بپذیرند. همچنین نتایج حاصله در راستای جبران ضرر و زیان ایجاد شده و ناظر به علل و دلایلی وقوع جرم (برنامه خاص برای نیازهای بزه دیده و بزهکار باید تنظیم شود) باشد. از طرفی هم بزه دیده و هم بزهکار احساس خاتمه و کفایت موضوع پیدا کرده و در جامعه بازپذیری ادغام شوند.

 

بزه دیدگان نه تنها شامل کسانی می‌شوند که مستقیماً از جرم متأثر شده اند بلکه اعضای خانواده بزه دیده و اعضای جامعه محلی را نیز شامل می‌شوند. تأمین امنیت و حمایت و نیازهای چنین بزه دیدگان نقطه آغاز هر فرایند عدالت ترمیمی است. ‌بنابرین‏ هدف اصلی ارضای نیازهای بزه دیدگان از جمله نیازهای مادی و مالی ، احساسی و اجتماعی است.

 

چنانچه تقاضای عموم مبنی بر اعمال مجازات شدید کاهش یافته باشد توجه هرچه بیشتر به نیازهای بزه دیدگان و جامعه محلی ضروری است. چنین امری مستلزم آن است که فرض شود که جرم یا عمل ناقض قانون بیشتر علیه افراد صورت گرفته تا علیه دولت. ‌بنابرین‏ عدالت ترمیمی از جبران خسارات بزه دیده توسط بزهکار حمایت می‌کند تا از مجازات بزهکار توسط دولت . عدالت ترمیمی به جای استمرار بخشیدن و تثبیت کردن چرخه خشونت ، تلاش می‌کند تا روابط بین طرفین جرم را به وضع سابق باز گرداند و خشونت را متوقف کند.

 

هدف فرایند عدالت ترمیمی فراهم کردن امکان مشارکت فعال و مؤثر بزه دیده در جلسات گفتگو یا میانجیگری با بزهکار است.[۱۲]

 

گفتار سوم : رویه‌های عدالت ترمیمی

 

منظور از روش‌های عدالت ترمیمی برنامه هایی است که اندیشه‌های مذبور در قالب آن‌ ها تبلور پیدا کرده و ظهور و بروز عینی می‌یابد

 

الف) میانجیگری

 

توسل به میانجیگری در قلمرو کیفری را باید مرهون ابتکار تشکل‌ها و سازمان‌های غیردولتی، در حل و فصل اختلافات ناشی از ارتکاب جرایم جزمه‌ای سبک، خارج از فرایند کیفری رسمی دانست که موجب شدند تا بعضی قضات نوآور نیز در قالب اختیارات قانونی موجود، خود یا از طریق انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی در عمل از میانجیگری به منظور دستیابی سریع‌تر به یک راه‌حل توافقی و نیز آشتی میان شاکی و متهم و یا شاکی و بزهکار استفاده کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:57:00 ق.ظ ]




 

۲-۲-۱۱- گزارش جریان­های نقدی یا گزارشگری سود

 

از یک دیدگاه جریان­های نقدی معیار بهتری از عملکرد نسبت به سود شرکت هستند زیرا می ­توانند تعهدات جاری را به­وسیله شناسایی افزایش درآمد (فروش نسیه) یا به تأخیر انداختن شناسایی هزینه (ذخیره ‏کاهش برای مطالبات) دستکاری کنند ( شیانحو[۱۶] ،۲۰۰۴ ‏).

 

تئوری حسابداری به سود به­عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد نگاه می‌کند، در طی یک دوره معین اطلاعات جریان­های نقدی می ­تواند جزئیات بیشتری ارائه نماید و در نتیجه ارزیابی معنی داری از عملکرد ارائه می­دهد اما اگر به جریان­های نقدی به­تنهایی به­عنوان نشانگر عملکرد نگاه شود گمراه کننده ‏خواهد بود. اگر چه برای محاسبه سود و خالص جریان­های نقدی از وقایع و اطلاعات مشابهی استفاده ‏می­ شود اما آن­ها نمی ­توانند جایگزین یکدیگر شوند (بنایی، ۱۳۷۵).

 

ایجینتن[۱۷] می­گوید: این یک امر بدیهی است که شرکت­های ورشکسته وجوه ‏نقد کافی ندارند ‌بنابرین‏ صورت جریان­های نقدی اینگونه مؤسسات کمبود وجه نقد را افشا می­ کند. اما عکس این صادق نمی ­باشد یعنی موسساتی که دارای وجه نقد هستند الزاماًً شرکت­های ورشکسته نیستند. او به وضعیت شرکت روگال (Rogal) در بین سال­های ۱۹۷۵ ‏تا ۱۹۸۱ ‏اشاره می­ کند که جریان­های نقدی منفی را نشان می­داد اما ورشکسته نشد (بنایی، ۱۳۷۵).

 

۲-۲-۱۲- مزایای صورت جریان وجوه­نقد

 

هیئت استاندارد­های حسابداری مالی در بیانیه شماره ۵ مفاهیم حسابداری ویژگی­های مثبت صورت جریان وجوه نقد را به شرح زیر بیان ‌کرده‌است:

 

صورت جریان وجوه­ نقد اطلاعات سودمندی را ‌در مورد فعالیت­های بنگاه در تحصیل وجه نقد از طریق عملیات جاری به منظور باز­پرداخت بدهی­ها، تقسیم سود یا سرمایه ­گذاری مجدد به منظور حفظ یا توسعه ظرفیت عملیاتی، ‌در مورد فعالیت­های تأمین مالی چه از طریق استقراض و چه از طریق صاحبان سرمایه و همچنین ‌در مورد فعالیت­های سرمایه ­گذاری یا پرداخت­های نقدی ارائه می­ کند. استفاده­های مهم از اطلاعات مربوط به دریافت­ها و پرداخت­های نقدی جاری به منظور کمک کردن در دستیابی به عواملی همچون نقدینگی بنگاه، انعطاف­پذیری مالی، سودآوری و ریسک است (استانداردهای حسابداری مالی ۱۹۸۴).

 

مزایای استفاده از صورت جریان وجوه نقد موارد زیر ‌می‌باشد (دیفوند و همکاران[۱۸]، ۲۰۰۳):

 

۱- تعیین اطلاعات باز­خورد جریان­های نقدی واقعی

 

۲- کمک به تعیین رابطه بین سود و جریان­های نقدی

 

۳- تهیه اطلاعات ‌در مورد کیفیت سود

 

۴- بهبود قابلیت مقایسه اطلاعات در گزارش­گری مالی

 

۵- کمک به ارزیابی انعطاف­پذیری و قابلیت تبدیل دارایی­ ها به وجوه نقد

 

۶- کمک به پیش ­بینی جریان­های نقدی آتی

 

۲-۲-۱۳- انتقادهای وارده بر صورت جریان وجوه نقد

 

به نظر مانتر[۱۹](۱۹۹۰)، طبقه ­بندی صورت جریان وجوه نقد بر­اساس طبقه ­بندی ترازنامه و روش­های شناسایی اقلام در صورت سود و زیان است.

 

از نظر نورنبرگ[۲۰](۱۹۹۳)، طبقه ­بندی صورت جریان وجوه نقد به سه بخش عملیاتی، سرمایه ­گذاری و تأمین مالی منطبق با متون مدیریت مالی بوده و فرض شده است که این طبقه ­بندی می ­تواند اطلاعات سودمند را ‌در مورد تصمیم­ها فراهم کند. با وجود انطباق ساختار کلی جریان وجوه نقد با متون مدیریت مالی، طبقه ­بندی بهره سود سهام دریافتنی و بهره پرداختنی در صورت جریان وجوه نقد منطبق با این متون نیست. این اقلام در صورت جریان وجوه نقد به­ترتیب تحت عنوان جریان­های نقدی ورودی و خروجی ناشی از فعالیت­های عملیاتی منعکس می­ شود، لیکن در متون مدیریت مالی بهره و سود سهام دریافتی به­عنوان فعالیت­های سرمایه ­گذاری و بهره پرداختنی به­عنوان فعالیت­های تأمین مالی تلقی می­ شود.

 

۲-۲-۱۴- سودمندی اطلاعات مربوط به جریان وجوه نقد

 

روند جریان وجوه نقد طی یک دوره چند ساله امکان ارزیابی انعطاف­پذیری مالی و همچنین ارزیابی وضعیت تداوم فعالیت واحد تجاری را فراهم ‌می‌آورد. مقصود از انعطاف­پذیری مالی، توان تغییر مبلغ و زمان­بندی جریان وجوه نقد به گونه ­ای است که واحد انتفاعی قادر باشد نسبت به نیازها و فرصت­های غیرمنتظره واکنش نشان دهد. به­بیان دیگر انعطاف­پذیری مالی را ‌می‌توان قابلیت تطبیق واحد انتفاعی با تغییرات مساعد و نامساعد در شرایط عملیاتی توصیف کرد. مثلاً یک واحد انتفاعی که قادر است سرمایه خود را افزایش دهد، برخی از دارایی­ های عملیاتی خود را به فروش رساند و ورود وجه نقد خود را از طریق بالابردن کارایی و کاهش هزینه­ ها افزایش دهد، از لحاظ مالی انعطاف­پذیر است. سلامت در جریان وجوه نقد ناشی از فعالیت­های عملیاتی، مبنای سایر موارد عمده صورت جریان وجوه نقد را فراهم ‌می‌آورد و حاکی از انعطاف­پذیری مالی است.

 

برعکس، هنگامی که تغییر در شرایط عملیاتی جنبه منفی دارد، انعطاف­پذیری مالی می ­تواند از لحاظ دوام و بقا واحد انتفاعی حیاتی باشد. چنانچه خالص ورود وجه نقد ناشی فعالیت­های عملیاتی سیر نزولی داشته باشد و نقدینگی واحد تجاری کاهش یابد می ­تواند نشانه­ای از مشکلات قریب­الوقوع برای واحد انتفاعی باشد. توان واحد تجاری در واریز به ­موقع بدهی­ها می ­تواند بر انعطاف­پذیری مالی آن واحد انتفاعی مبتنی باشد. اطلاعات ‌در مورد جریان نقد در گذشته و نقدینگی دارایی­ ها و بدهی­ها می ­تواند در ارزیابی انعطاف­پذیری مالی سودمند واقع شود. علاوه بر این اطلاعات جریان وجوه نقد می ­تواند در ارزیابی کیفیت سودآوری واحد انتفاعی نیز سودمند واقع شود. هر قدر همبستگی بین سود و جریان وجوه نقد مرتبط با آن بیشتر باشد، کیفیت سودآوری نیز بالاتر خواهد رفت.

 

مزایای دیگری که ‌می‌توان برای صورت جریان­های نقدی برشمرد به شرح زیر است (وفادار و بحرینی، ۱۳۸۲):

 

    1. بقای مداوم و رشد یک واحد تجاری به توانایی آن در تحصیل و ایجاد وجه نقد بستگی دارد که این موضوع مهم را از تنها صورت جریان وجوه نقد می ­تواند گزارش کند.

 

    1. برخلاف صورت سود و زیان که مبتنی بر فرض تعهدی و سایر مفاهیم و میثاق­های حسابداری بوده درک آن غالبآً دشوار است، صورت جریان وجوه نقد به­سادگی قابل فهم ‌می‌باشد.

 

  1. بستانکاران واحد تجاری به توانایی در بازپرداخت به­موقع بدهی­هایش بیش از سودآوری آن علاقه نشان می­دهد.

۲-۲-۱۵- درماندگی مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:35:00 ق.ظ ]




 

۱-مرحله ادراک :

 

در مرحله ادراک[۳۱] که مرحله خطور یا تصور هم نام گرفته است، نخست عناصر عمل مجرمانه مورد نظر و نتایج آن در ذهن شخص ذهن می بندد. مثلا سارق با دیدن اتومبیلی که در گوشه خیابان رها شده وسوسه دارا شدن در ذهنش خطور می‌کند. این مرحله از اراده باطنی بوده و ارادی نیست و خطور به طور قهری انجام می پذیرد.[۳۲]

 

۲- مرحله تدبر و سنجش( تصدیق ) :

 

تصدیق، تصور همراه با حکم است که عبارت از اسناد ایجابی یا سلبی چیزی به چیز دیگر است[۳۳]. در این مرحله، شخص امر معینی را که ذهنش به سوی آن متوجه شده می سنجد و سود و زیان آن را مورد بررسی قرار می‌دهد. هرکدام از تصورات ممکن است با دلائلی همراه باشد که دلائل را در اصطلاح داعی و محرک[۳۴] می نامیم. در این مرحله است که شخص با ارزیابی کار خود و سنجش و مقایسه دواعی مختلف، ممکن است نهایتاً یکی را برگزیند و برای رسیدن به آن، راضی به انجام عمل گردد.

 

همان گونه که تصور عمل در ارتکاب عمل مجرمانه اهمیت دارد، انتخاب داعی و هدف نیز مورد تأمل بوده و این انتخاب باید در محیطی آزاد صورت گیرد. به نظر می‌رسد منظور فلاسفه از اختیار معمولاً همان «تصدیق به فایده» یا به تعبیری « تصدیق و ترجیح خیریّت فعل» است که مقدّم بر اراده است.

 

۳- مرحله عزم و تصمیم( قصد) :

 

پس از اینکه تصورات مختلف به ذهن شخص خطور کرد و دواعی و جهات گوناگون را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد، در نهایت ذهن مفید بودن یکی را تصدیق نموده و بدان رضایت می‌دهد. در این صورت است که تردیدها پایان می‌یابد و جزم جانشین آن می شود و تصمیم انجام می‌گیرد. این تصمیم و جزم را که یک کیف نفسانی است، اهل نظر آن را اراده نام نهاده اند.[۳۵]

 

البته عده ای نقش اراده را ‌به این جا ختم نمی کنند، بلکه برای اراده در اجراء تصمیم هم نقش قائلند. لذا با این استدلال، معتقدند که اراده علاوه بر عنصر معنوی، در عنصر مادی نیز نقش دارد. [۳۶] به نظر می‌رسد بایستی بیان کرد، این که فرد درحین انجام فعل واجد اراده است دال بر این نیست که اراده را رکن مقوم عنصر مادی بدانیم؛ چرا که اراده که مربوط به ذهن و روان فرد می شود نمی توان در عنصر مادی که مربوط به عملیات اجرایی است، دخیل دانست.

 

پس از تعریف اصطلاح روانی قصد، باید گفت که قصد در اصطلاح حقوق نیز، از این معنا دور نیفتاده و به : «حرکت نفس به طرف کاری معین، پس از تصور و تصدیق منفعت آن، تعریف شده است.»[۳۷]

 

البته عده ای از حقوق ‌دانان بین اراده و قصد در حقوق جزا تفاوت قائل شده اند. چنان که عبد القادر عوده بیان می‌کند: « بین اراده و قصد تفاوت وجود دارد؛ بگونه ای که اراده عبارت است از قصد فعل ممنوع یا ترک فعل واجب از جهت مادی و قصد عبارت است از قصد نتیجه ای که مترتب بر فعل مادی است.» [۳۸] ایشان معتقدند که به جای اراده از عصیان و به جای قصد از قصد عصیان نام ببریم؛ چرا که بین اراده و قصد از نظر لغوی فرقی نیست و آن دو کلمه دو لفظ مترادفی هستند که هر کدام صلاحیت دلالت بر قصد فعل و قصد نتیجه را دارند و این صلاحیت لغوی به خلط معنای نیت منجر می شود، همچنان که احیانا به عجز از تمییز آن ها منتهی می‌گردد.

 

دکتر محمد باهری نیز اراده را به معنای خواستن و قصد را یقین بر حصول نتیجه تعریف می‌کند.[۳۹]

 

از استدلال خود این گروه که در تفاوت بین اراده و قصد ذکر کرده‌اند، می توان استفاده کرد و اینگونه بیان کرد که؛ آن ها در تعریف هر دو واژه اراده و قصد از واژه “قصد” استفاده کرده‌اند که گاهی به فعل تعلق می‌گیرد و گاهی به نتیجه. حال این که گاهی به فعل تعلق می‌گیرد و گاهی به نتیجه چه خللی به ماهیت قصد(اراده) که توجه نیروی اراده به سمت چیزی می‌باشد، وارد می‌گردد. در ثانی بسیاری از جرایم مطلق می‌باشند و در آن ها نتیجه ملاک نیست، لذا قصد نتیجه موضوعا تحقق پیدا نمی کند، در نتیجه نمی توان گفت که در این گونه جرایم قصد وجود ندارد.

 

بند دوم: تمایز قصد از اختیار

 

از جمله مهمترین ویژگی‌های انسان اراده و اختیار اوست. اکثر متفکران نسبت به وجود این ویژگی ها در انسان تردیدی نداشته و آن را امری بدیهی می‌دانند ولی ‌در مورد معنا و حقیقت آن اختلاف نظر دارند.

 

برخی از متفکران، فعل اختیاری را با عامل «اراده» تعریف می‌کنند؛ یعنی فعلی اختیاری است که مسبوق به اراده و خواست فاعل آن باشد. چنان که از مبادی فعل ارادی به ‌عنوان مبادی فعل اختیاری یاد می‌کند و معتقدند که همین که فاعل، فعلی را تصور کرد و با سنجش و تصدیق به مصلحت، عزم و اراده بر انجام آن کرد، فعل اختیاری واقع می‌گردد.[۴۰] جمهور فقهاء عامه نیز اختیار را به « قصد به انجام دادن کار و ترجیح آن بر شیء دیگر به محض اراده انجام کار » تعریف نموده اند.[۴۱] در تعابیر حقوق کیفری هنگامی که از رفتار ارادی سخن به میان می‌آید منظور همان رفتار اختیاری است[۴۲]. عده ای از حقوق ‌دانان نیز به تبع فقها و با توجه به اینکه واضع قانون مصوب ۱۳۷۰ ق.م.ا اکراه و اجبار را با یک حکم در یک ماده بیان کرده بود و هم چنین در ماده ۶۶۸ ق.م.ا تعزیرات از کلمه اکراه در کنار جبر استفاده ‌کرده‌است، اکراه را به معنای اجبار می دانند.[۴۳] چنان که از آن تحت عنوان اکراه تام یاد می‌کنند و آن را اکراهی می دانند که اختیار مکره را می‌گیرد و او را در دست اکراه کننده بی اراده می‌سازد. ‌بنابرین‏ در اینجا اختیار در معنای اراده به کار رفته است.[۴۴]

 

در اینکه فعل اختیاری باید ارادی باشد، حرفی نیست و طبیعی است که به همین خاطر لازم است در ارتکاب فعل اختیاری، مبادی فعل ارادی رعایت گردد، ولی چنین عقیده ای دال بر این نیست که اراده و اختیار را به یک معنا بدانیم. ‌بنابرین‏، می توان بیان کرد که تمام افعال اختیاری، ارادی می‌باشند ولی هر فعل ارادی، لزوماً اختیاری نیست.

 

عده ای نیز اراده را اعم از اختیار می دانند؛[۴۵] چنان که اراده را تعریف می‌کنند به نیرویی که به واسطه آن چیزی مقصود واقع می‌شود و از دیگر امور تمایز می‌یابد[۴۶] و همچنین اختیار را تعریف می‌کنند به اراده‌ای که به دنبال اندیشه همراه با تمییز حاصل می‌شود[۴۷]. بر اساس این تعریف میان اراده و اختیار نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است و اختیار اراده‌ای است که از تعقل مایه می‌گیرد[۴۸].

 

ارتکاب عمل مجرمانه به عنوان یک رفتار عقلانی ‌به این ترتیب توجیه می شود که مرتکب جرم، به بررسی و ارزیابی منفعت بر فعل مجرمانه و غیر مجرمانه پرداخته و سپس یکی از آن ها را ( فعل مجرمانه ) که از لحاظ اقتصادی بیشترین نفع را برای او داشته برگزیده است. اگر اراده برگرفته از تعقل را اختیار بدانیم، فعل اکراهی را بایستی اختیاری دانست! چرا که فرد مکره با سنجش سود و زیان و برای دفع ضرر به طور عقلانی، تصمیم به ارتکاب فعل مجرمانه می‌گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:52:00 ق.ظ ]




 

به کارگیری غلط کامپیوتری می ­تواند منجر به اتکای نامعقول و نسنجیده به ماشین، تفکر غیرقابل انعطاف و ماشینی و پذیرش کورکورانه آن شود. این عواقب منفی را ‌می‌توان به وسیله درک صحیح از ماهیت مشکلات مواجهه شده و مسائل ارائه شده و اقدام فعالانه در پیشگیری از مشکلات رفع نمود. تعدادی از مشکلات احتمالی استفاده از کامپیوترها در آموزش را از جمله ‌می‌توان، گرانی کامپیوتر، نیاز به نگهداری از آن، نیاز به آموزش معلمان برای استفاده از کامپیوتر، مشکل انتخاب نرم افزار مناسب، اتکای نسنجیده به ماشین، عدم دسترسی همه فراگیران به طور یکسان به کامپیوتر و غیره ذکر کرد.(همان: ۳۷).

 

همچنین از دیگر مشکلات استفاده از کامپیوتر در آموزش و پرورش ، نگرانی معلمان در مواجهه با کامپیوتر است. از نگرانی­های متعدد معلمان در مواجهه با کامپیوتر ‌می‌توان از جمله به موارد زیر اشاره نمود:

 

۱- ترس به علت عدم اطمینان به خود

 

معلمان ممکن است بسیار از اینکه چیزی را قادر نباشند در حضور فراگیران انجام دهند ترس داشته باشند. در اولین مواجهه با کامپیوتر به ‌عنوان ابزار کمک آموزشی در اکثر معلمان این احساس وجود دارد. معلمان بایستی ‌در مورد چگونگی استفاده از ابزارهایی که در کلاس درس جهت تدریس به کار می­ گیرند، بخوبی تعلیم ببینند.

 

۲- ترس از تغییر روابط بین معلم و شاگرد

 

توانایی‌های کامپیوتر، می ­تواند انگیزه فراگیران را ارتقاء داده و مهارت‌های پایه را تقویت کند. توجه افراد را جلب، محیط را شبیه سازی، محاسبه و بازخورد فوری دهد. این همان کارهایی است که توقع می­رود معلم در کلاس درس انجام دهد. معلمان اغلب مشاهده ‌می‌کنند که فراگیران نسبت به کار با کامپیوتر اشتیاق بیشتری دارند تا با خود او. کامپیوترها توان ذخیره اطلاعات بسیاری دارند و به طور حتم ‌در مورد هر موضوعی ممکن است از معلم بیشتر بدانند. بعضی از معلمان از تغییر روابط معلم- شاگرد نگران بوده و از این امر ناراضی هستند.

 

۳- نگرانی از مسئولیت خود

 

اندازه گیری میزان بهره وری را کامپیوترها از طریق تمرکز بر اسناد ثبت شده آسان نموده ­اند. نمرات فراگیران را ‌می‌توان بررسی و میزان موفقیت معلم را بر پایه این نمرات تعیین کرد. حتی بهترین معلمان در امر کامپیوتر، ‌در مورد چگونگی ارزشیابی مهارت‌های حل مسئله فراگیران که با کامپیوتر فرا ‌گرفته‌اند، نگران می­باشند (احدیان،۱۳۸۴: ۲۸).

 

از جمله محدودیت­ها و موانع زیر را نیز ‌می‌توان برای استفاده از کامپیوتر در آموزش نام برد:

 

    • خرید رایانه و سخت افزار و نرم افزار مرتبط با آن برای آموزش، هزینه دارد.

 

    • پیشرفت تکنولوژی تراشه­ها بسیار سریع است و تجهیزات رایانه­های موجود خیلی سریع قدیمی و کهنه می­شوند.

 

    • در خیلی از نقاط هنوز استفاده از رایانه و اینترنت عمومی نشده است.

 

  • برای استفاده از خدمات آموزش با رایانه، لازم است دانشجویان و آموزگاران نحوه کار با کامپیوتر را فراگیرند.(همان : ۲۹).

ب) اینترنت

 

واژه اینترنت ازInternet Working گرفته شده است. اینترنت بزرگترین و معمولی­ترین شبکه ­ای است که از ارتباط و اتصال فراوان هزاران هزار شبکه و رایانه به وجود آمده است. اینترنت از اتصال و ارتباط بین شبکه­ ها و رایانه ­ها با یکدیگر از طریق خطوط مخابراتی مانند تلفن، آنتن­های ماهواره­ای، کابل­های نوری و غیره حاصل می­ شود. اینترنت بزرگترین شبکه ­ای است که بدون مدیریت مرکزی خدمات گوناگون خود را ارائه می­دهد و به طور خلاصه، اینترنت مادر همه شبکه­هاست (ابراهیمی،۱۳۸۰: ۱۳۷).

 

اواخر دهه­ی۱۹۵۰ میلادی، اتحاد جماهیر شوروی سابق، با پرتاب فضای پیمای خود به فضا، ثابت کرد که می ­تواند با بهره گرفتن از موشک­های قاره پیمای خود براحتی تأسیسات ایالات متحده آمریکا و از جمله شبکه­ های ارتباطی را مورد حمله قرار دهد. در پاسخ ‌به این مسئله، در سال۱۹۶۸ آژانس پروژه­ های تحقیقاتی پیشرفته[۲۱] پروژه­ای تحت نام آرپانت را شروع نمود. این پروژه ‌به‌تدریج‌ توسعه یافت و کاربردهای دیگری پیدا کرد (عبادی،۱۳۸۳: ۱۳۱).

 

آرپانت به طور رسمی در روز۵ دسامبر۱۹۶۹ میلادی با اتصال چهار کامپیوتر(IBM) در چهار دانشگاه کار خود را آغاز کرد. اتصال کامپیوتری این چهار دانشگاه، پروژه آرپانت را از هدف صرف نظامی خود دور کرده و به آن ابعاد علمی نیز بخشید.

 

در سال‌های اولیه، هدف دست اندکاران آرپانت، ساخت و توسعه­ای واحد و فراگیر برای اتصال کامپیوترها به یکدیگر بود. این شبکه در ابتدا تنها می­توانست حداکثر به۶۳ کامپیوتر متصل گردد، اما در اواسط دهه­ی۱۹۷۷ این نکته مشخص گردید که هیچ شبکه­ منفرد و واحدی قادر به تأمین نیاز کلیه­ افراد نیست. ‌بنابرین‏ تکنولوژی جدیدی در دستور کار قرار گرفت که بتواند انواع گوناگون شبکه­ ها را به یکدیگر متصل کند.(رضائی شریف آبادی،۱۳۷۳: ۸۷) تا سال ۱۹۸۵، تعداد مراکز علمی، صنعتی، دولتی و نظامی آمریکا که از طریق شبکه با هم ارتباط داشتند فقط به۱۷۰ مرکز رسیده بود. کارایی ایده­ اتصال کامپیوترها از طریق شبکه، بنیاد علوم ملی آمریکا را نیز واداشت تا در اوایل دهه­ی۸۰ شبکه ­ای را برای اتصال کامپیوتری خود با توان بالای انتقال اطلاعات، ایجاد کند. بنیاد علوم آمریکا، اینکار را جهت استفاده محققان آمریکایی از اطلاعات موجود در برابر کامپیوترهای خود انجام داد. پیش از این، امکان حضور تمام محققان در سایت­های کامپیوتری این مرکز وجود نداشت و علاوه بر آن قرار دادن کامپیوتر در تمام مراکز پژوهشی و دانشگاه ها به طور تقریب غیرممکن بود. کارشناسان تکنولوژی اطلاعات، این اقدام را نقطه عطفی در امر گسترش اینترنت می­دانند. زیرا از این مقطع، اینترنت وارد مرحله دوم عمر خود یعنی مرحله­ استفاده آکادمیک شد و دیگر یک پروژه­ی نظامی محض نبود. درسال۱۹۷۰ پست الکترونیک(E-Mail) ابداع شده بود. پس از ایجاد و توسعه سریع شبکه اینترنت، امکان مبادلات اطلاعاتی بین متحققان و مراکز علمی را فراهم کرد و با سرعت بار اصلی ترافیک شبکه را به خود اختصاص داد. توسعه مراکز اتصال به اینترنت عاقبت پای بنگاه های اقتصادی و بازرگانی را ‌به این دنیای مجازی باز کرد و ‌به این ترتیب وارد سومین مرحله­ حیات خود یعنی مرحله­ تجاری یا تجارت الکترونیک شد.(عبادی،۱۳۸۳: ۱۳۲).

 

۲-۱-۵-آموزش و یادگیری الکترونیکی

 

روش های نوین آموزشی مبتنی بر فناوری با عناوین گوناگون مانند روش­های جایگزین، رسانه­های نوین و

 

چند رسانه­ ای، رسانه­ی دانش و غیره، بهترین راه حل آموزشی خوانده می­شوند اما آموزش الکترونیکی[۲۲] شاید تعریف جامع و کاملی از تمام عناوین دیگر باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:40:00 ق.ظ ]




 

«هرگاه در اثریکی از عوامل طبیعی سیل وغیره، یکی از چیزهای فوق حادث شود وموجب خسارت گردد هیچ کس ضامن نیست»

 

همچنین در تبصره ماده۳۳۷قانون مجازات اسلامی ‌در مورد خسارت ناشی از تصادف دو یا چند اتومبیل بر اثر قوه قهریه مقرر شده است:«در صورتی که بر خورد وسیله نقلیه خارج از اختیار راننده ها باشد مانند آن در ریزش کوه یا طوفان و دیگر عوامل قهری تصادم حاصل شود هیچ گونه ضمانی در بین نیست».

 

در خصوص مربیان ورزش نیز می توان گفت مثلاً در آموزش اسب سواری مربی در انتخاب نوع اسب توسط کار آموز دقت کافی نماید و اسبی برای او انتخاب شود که هیچ گونه مشکلی ندارد ولی در حین تمرین اسب سواری به علت وقوع زلزله اسب رام کند و موجب شود ورزشکار صدمه ببیند به نظر می‌رسد مربی هیچ گونه مسئولیتی ندارد ولی اگر مربی قبل از قوه قهریه (زلزله) دچار تقصیر و کوتاه شده و در نوع اسب دقت کافی نداشته و اسبی انتخاب کند که سرکش است و با بروز کوچک‌ترین صدایی این سرکشی در اسب پدیدار شود و سبب صدمه دیدن سوارکار شود مربی در این صورت مسئول می‌باشد و باید جبران خسارت نماید.

 

۳-۲-۲- قبول خطر

 

طبق این قاعده دونفر (خواهان وخوانده دعوا) در خصوص انجام عمل مستوجب خسارت توسط یکی برعلیه دیگری توافق ضمنی یا صریح می نمایند که زیان دیده از عمل مورد توافق نتواند برای مطالبه خسارت ناشی از انجام عمل مذبور طرح دعوا نماید. که از این قاعده به پذیرش ارادی یا رضایت مندانه خطر یاد مشود که در صورتی که خوانده بتواند به صورت موفقیت آمیز به آن استناد کند به طور مطلق روند اثبات دعوای خواهان می شود.

 

آموزۀ قبول خطر در مسا ئل ورزشی تاریخچه ای طولانی ومتشتت دارد. قبول خطر را می توان چنین تعریف کرد:پذیرش ارادی، صریح یا ضمنی خطریی که شناخته شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند.

 

‌بنابرین‏ کسی که خطر ناشی از رفتار غیر را می پذیرد، در صورت تحقق ضرر و زیان، نمی تواند مطالبۀ خسارت کند. در صدمات ورزشی، خواهان که معمولاًیکی از بازیکنان یا تماشاگران است خطرهای عادی بازی را قبول می‌کند ولی با وجود این، خطر صدمات ناشی از قصور در انجام وظیفه ای را که برگزارکنندۀ مسابقات یا مسئول ورزشگاه در قبال او دارد نمی پذیرد. در این موارد خسارات صدمات ناشی از تقصیر آن ها قابل جبران خواهد بود. وظیفۀ مذکور شامل مراقبت متعارف ‌در مورد ساختمان، نگهداری و مدیریت امکانات با توجه به شخصیت و رفتار متداول ارباب رجوع مدعو است، ولی نباید انتظار داشت که مسئول ورزشگاه بیمه گر ایمنی خواهان است. برای جبران خسارت صدماتی که در صحنۀ ورزش واقع می شود. بازیکن یا تماشگر باید ثابت کند که«فعل خاص یا ترک فعل مشخصی ناقض وظیفه مراقبت محوله به خوانده بوده و این نقض وظیفه سبب اصلی صدمه گردیده است».

 

برای مثال، داره کنندگان پارکهای بیس بال حرفه ای ملزم خواهند بود که جایگاه ها را با نصب توری حفاظت کنند وتعداد آن ها باید معادل تعداد تماشاگرانی باشد که به طور متعارف انتظار می رود در روزهای عادل متمایل به استفاده از این گونه جایگاه ها هستند و کوتاه در انجام این وظیفه می‌تواند موجود تقصیر شود ومدیر مربوط را با توجه به دلایل، مسئول جبران خسارت تماشاگران مصدوم کند. به طور کلی رویه جنین است که هر تماشاگری که شناخت کافی از بازی دارد ومحل حفاظت نشده ای را برای تماشا انتخاب می‌کند. خطر صدمات ناشی از توپمای پرتاب شده یا توپهایی راکه در بیس بال باچوب بازی به آن ها ضربه زده می شود قبول می‌کند وبه طور معمول نمی تواند درصورت وقوع حادثه، جبران خسارت ‌را مطالبه کند.

 

قبول خطر به طور رسمی با ضرب­المثل کاردوزومبنی بر اینکه «شخص ترسو باید در خانه بماند» تکوین یافت، ولی در سال­های اخیر این فرضیه بزرگ وبی همتا دچار تعدیل های چشمگیری گردیده است.

 

در حوادث ورزشی، مربیان برای مثال می‌توانند قبول کنندکه بازیکن فوتبال می‌داند که اگر ازسرخود برای شکستن خط دفاعی حریف استفاده کند احتمالاًصدمه خواهد دید. هربازیکن فوتبال مواظف است از مربی خودمسایلی را که برای او روشن نیست بپرسد و مربیان نیز حق دارند که فرض کنند بازیکنان آن ها دارای هوش و اطلاعات کافی درحد یک مرد جوان متعارف هستند. ‌بنابرین‏ به استناد احکام صادره، مربیان می‌توانند فرض کنند که هر بازیکنی در فوتبال از امکان مصدوم شدن در صورتی که از سر خود به عنوان نیزه یا دژکوب استفاده کند وقوف دارد.

یکی ازمهمترین ارکان قبول خطر آن است که شما صرفاً پذیرای خطرهای تفکیک ناپذیر ازآن ورزش خواهیدبود؛پس خطرهایی که نه ذاتی ونه قابل پیش‌بینی است مورد قبول نخواهد بود؛مانند موردی که سوارکار حرفه ای به دلیل انحراف اسب از مسیر مسابقه مجروح گردید و علت آن بی مبالاتی درنصب دروازۀ خروجی شناخته شد. حکم دادگاه حاکی از این بود که وی خطر مورد نظر را نپذیرفته؛زیرا از خطر ذاتی آن ورزش آگاه نبوده است.

 

همچنین هیچکس نمی تواند خطر ناشی از تقصیر دیگری را پذیرا باشد؛مانند مسافری که در یک قایق تفریحی به گشت مشغول بود و در نتیجۀ چرخش بسیار سریع قایق به سمت چپ، بدون کاستن از سرعت خود به طور ناگهانی متوقف و صدماتی به وی وارد شد. دادگاه مسافر را پذیرای خطرناشی از تقصیر رانندۀ قایق ندانست. به طور کلی هیچکس خطر ناشی از تقصیر غیر را قبول نمکی کند؛لذا در موردی که صدمه نتیجۀ بی مبالاتی داور کشتی باشد، نمی توان قائل به قبول خطر رفتار خطای داور از سوی کشتی گیر مجروح شد (والترتی، ۱۳۸۸).

 

۳-۲-۳- تقصیر زیان دیده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:01:00 ق.ظ ]




 

رویکرد اجتماعی-فرهنگی

 

یکی دیگر از رویکردهای انگیزشی رویکرد اجتماعی-فرهنگی است. بنا ‌به این رویکرد منبع انگیزشی مهم برای بعضی از افراد بودن با دیگران و داشتن رابطه ای دوستانه ی متقابل با آنان است. بنا به گفته وولفلک[۳۶](۲۰۰۴)، مردم در فعالیت ها شرکت می‌کنند تا هویت خود و روابط متقابل با دیگران را حفظ نمایند. ‌بنابرین‏ اگر دانش آموزان عضو یک کلاس درس یا آموزشگاهی باشند که برای یادگیری ارزش قائل می شود انگیزش آنان برای یادگیری بالا خواهد بود. مفهوم نزدیک به رویکرد انگیزشی اجتماعی-فرهنگی نیاز پیوندجویی یا نیاز پیوستگی است. سانتروک(۲۰۰۴)، گفته است این نیاز معرف انگیزه افراد در ایجاد روابط با دیگران است. نیاز پیوند جویی یا پیوستگی در دانش آموزان در انگیزش آنان به صرف وقت با همسالان، ایجاد دوستی های صمیمانه، وابستگی به والدین و اشتیاق نسبت به برقراری رابطه صمیمانه با معلمان انعکاس می‌یابد. ارمرود[۳۷](۱۹۹۵)، نیاز پیوند جویی را به صورت نیاز به برقراری روابط صمیمانه با دیگران تعریف کرده و گفته است: نیاز به پیوند جویی دانش آموزان تعیین کننده انتخاب آنان در مدرسه است. به عنوان مثال، دانش آموزان دارای نیاز به پیوند جویی سطح پایین ترجیح می‌دهند تنها کار کنند، در حالی که دانش آموزان برخوردار از نیاز به پیوند جویی سطح بالا کار در ‌گروه‌های کوچک را بر می گزینند(بال، ترجمه مسدد، ۱۳۷۳).

 

رویکرد انتظار ضرب در ارزش

 

یکی دیگر از رویکردها یا نظریه های انگیزش، نظریه انتظار ضرب در ارزش است (فدر[۳۸]، ۱۹۸۲). این نظریه انگیزشی هم جنبه رفتاری دارد و هم جنبه شناختی(وولفلک، ۲۰۰۴). فرمول این نظریه به گونه زیر است:

 

ارزش تشویقی موفقیت×انتظار موفقیت=انگیزش

 

بنا به فرمول بالا، مقدار زمان و کوششی که افراد مایلند صرف انجام یک تکلیف یا کاری بکنند(میزان انگیزش آنان) برابر با حاصل ضرب دو عامل زیر:

 

    • سطح انتظارشان در رابطه با اینکه تا چه حد آن کا ر را با موفقیت انجام خواهند داد.

 

  • میزان ارزشی که برای انجام آن کار قائلند یا فایده و پاداشی که از انجام آن کار نصیبشان می شود(دیبوراجی، ۱۳۸۵).

ویژگی فرمول بالا این است که دو متغیر یا عامل اصلی آن یعنی انتظار موفقیت و ارزش تشویقی ناشی از موفقیت، در هم ضرب می‌شوند.خاصیت ضرب شدن این است که بالا بودن سطح هر عامل بر افزایش سطح نتیجه، یعنی انگیزش تاثیر فراوانی دارد. در مقابل هر گاه یکی از دو عامل صفر باشد نتیجه نیز صفر خواهد شد، یعنی انگیزش فرد برای انجام تکلیف برابر با صفر خواهد شد. به عنوان مثال اگر دانش آموز بر این باور باشد که در امتحانی که پیش رو دارد موفق خواهد شد(انتظار بالا)، و اگر موفقیت در آن امتحان برایش مهم باشد(ارزش بالا)، آنگاه انگیزش او نیز بالا خواهد بود. اما اگر هر یک از دو عامل صفر باشد(این گونه باور کند که در امتحان موفق نخواهد شد یا موفقیت در آن برایش مهم نباشد)، انگیزش او صفر خواهد بود. در فرمول بالا، ارزش ضرب در انتظار همان مفهوم خودکارآمدی است خودکاآمدی یا خودکار آمدی تصوری به باور شخص نسبت به تواناییش برای انجام یک رفتار به منظور رسیدن به یک هدف مربوط است. بنا به گفته اندرسون و بورک[۳۹](۲۰۰۰)، در چهارچوب نظریه انتظار ضرب در ارزش، معلمان برای اینکه دانش آموزان را نسبت به یادگیری بر انگیزانند باید هم به آنان کمک کنند تا برای فعالیت های آموزشگاهی و علمی ارزش قایل شوند و هم آنان را مطمئن سازند که اگر به اندازه کافی بکوشند در آن فعالیت ها موفق خواهند شد. بنا به گفته وولفلک(۲۰۰۴)، به فرمول انتظار ضرب در ارزش عامل هزینه نیز اضافه شده است. یعنی ارزشی که شخص برای انجام یک تکلیف قائل است هم به برآورد او از ارزش آن تکلیف و هم به هزینه ای که صرف انجام آن می شود وابسته است. در رابطه با هزینه ی تکلیف، یادگیرنده ممکن است مقدار کوشش با سایر منابع مورد نیاز برای انجام موفقیت آمیز تکلیف را مورد ملاحظه قرار دهد(دیبوراجی، ۱۳۸۵).

 

نظریه انگیزش پیشرفت

 

یکی دیگر از نظریه های مربوط به انگیزش که در روانشناسی پرورشی جای مهمی دارد نظریه انگیزش پیشرفت یا نیاز به موفقیت است. منظور از انگیزش پیشرفت یا انگیزش موفقیت میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت هایی است که موفقیت در آن ها به کوشش و توانایی‌های فرد بستگی دارد(اسلاوین[۴۰]، ۱۳۸۵). افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند. حتی پس از آنکه در انجام کاری شکست خوردند، از او دست نمی کشند و تا رسیدن به موفقیت به کوشش ادمه می‌دهند. دانش آموزان دارای انگیزش پیشرفت بالا همواره می خواهند موفق شوند و آن را انتظار می کشند و وقتی شکست می خورند کوشش های خود را دو برابر می‌کنند و به فعالیت ادامه می‌دهند تا موفق بشوند(اسلاوین، ۱۳۸۵).

 

واضعان اصلی انگیزش پیشرفت مککللند، اتکینسون،کلارک و لوول[۴۱](۱۹۶۱) هستند. آن ها در کتاب معروف خود با عنوان انگیزه پیشرفت نوشتند بعضی افراد بلند پروازانه تر از دیگرانند و برای کسب موفقیت در زندگی می کوشند(دیبوراجی، ۱۳۸۵).

 

پژوهش‌های انجام شده نشان داده‌اند که افراد دارای انگیزش پیشرفت زیاد در انجام کارها، از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند پیشی می گیرند. در رابطه با اینکه انگیزش پیشرفت بالا به موفقیت می‌ انجامد یا اینکه موفقیت موجب بالا رفتن سطح انگیزش می شود؛ پژوهش ها نتایج مشخصی به دست نداده اند(اسلاوین، ۱۳۸۵). آنچه معلوم شده این است که انگیزش پیشرفت در ابتدا تحت تاثیر تجارب فرد در خانواده است، اما پس از اینکه دانش آموزان چند سالی را در مدرسه کسب تجربه می‌کنند موفقیت و انگیزش بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. موفقیت اشتیاق برای موفقیت بیشتر را سبب می شود که این به نوبه ی خود موفقیت را به دنبال می آورد. در مقابل دانش آموزانی که در نتیجه زحمات خود کسب موفقیت نمی کنند، انگیزش برای موفقیت در آینده را از دست می‌دهند(همان منبع).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:22:00 ق.ظ ]